وبلاگ

روباه و خوشه‌های انگور (داستان کودک)

در یک روز گرم تابستان روباهی گم شده بود. او از دیدن نور خورشید در آسمان لذت می‌برد. رفت و رفت تا به یک درخت انگور رسید. به خوشه‌های آبدار انگور که رسیده و تازه بودند نگاه کرد. خوشه‌های انگور که به شاخه‌ها چسبیده بودند، درشت و آماده خوردن بودند.

بچه‌های عزیز، امروز با داستان کودکانه دیگری به سراغ شما آمدیم. داستان کوتاه زیر ترجمه یک داستان خارجی است. در مورد یک روباهی که دلش انگور می‌خواهد. برای مطالعه بقیه داستان های کودکانه روی آن کلیک کنید.

روباه و خوشه‌های انگور

در یک روز گرم تابستان روباهی گم شده بود. او از دیدن نور خورشید در آسمان لذت می‌برد. رفت و رفت تا به یک درخت انگور رسید. به خوشه‌های آبدار انگور که رسیده و تازه بودند نگاه کرد. خوشه‌های انگور که به شاخه‌ها چسبیده بودند، درشت و آماده خوردن بودند.

روباه تشنه بود. وقتی چشمش به خوشه‌های آبدار انگور افتاد؛ دلش می‌خواست به سرعت همه آن‌ها را بخورد. چند قدم به عقب رفت، سپس خیز برداشت و به طرف شاخه درخت پرید چیزی نمانده بود که به انگور برسد اما به زمین افتاد.

روباه با خودش فکر کرد: دوباره امتحان می‌کنم. باز چند قدم به عقب رفت، تا شماره سه شمرد سپس حرکت کرد و به بالا پرید. اما باز هم نتوانست به خوشه‌های انگور برسد. روباه با خودش گفت: بار سوم حتما موفق می‌شوم و برای بار سوم به بالا پرید. اما همچنان چیزی به دست نیاورده بود.

چند بار دیگر امتحان کرد تا این که خسته شد و دیگر نمی‌توانست بالا بپرد. روباه چند دقیقه‌ای با خودش فکر کرد، پوزه‌اش را بالا داد و به خودش گفت: به هر حال من مطمئنم که انگورها ترش بودند. وقتی نمی‌توانی چیزی را بدست آوری، نمی‌توانی خیلی راحت خوشحال باشی.

در ادامه متن انگلیسی داستان را با هم می‌خوانیم.

One warm summer’s day a fox was ambling along, enjoying the sunshine. He came across a vine.
Juicy bunches of grapes were hanging from its branches, ripe and ready to be eaten.
The fox was thirsty, so when he saw the grapes, he wanted to eat them right away.
Walking back a few steps, the fox took a run up and jumped and almost reached the grapes. “I’ll try again,” the fox thought. He took a few steps back, counted to three and ran and jumped again, but he still couldn’t reach the grapes.
“Third time lucky!”, the fox said and jumped for a third time. But he still couldn’t reach. He tried again and again until he became very tired and couldn’t jump any more.
The fox thought for a while, put his nose in the air and said to himself, “Well, I’m sure the grapes were sour anyway!” It is not еasy to like what you cannot get.

امیدوارم از قصه امروز لذت برده باشید. تا قصه بعدی شما را به خدای مهربان می‌سپارم.

اختلال در گفتار کودکان

یکی از نگرانی هایی که در والدین وجود دارد، اختلالات کلامی و گفتاری کودک خود است. کودکانی که دچار این اختلال هستند برای ارتباط برقرار کردن با دیگران از روش هایی مثل زبان اشاره و یا ساخت زبان جدید استفاده می کنند.

 این کودکان شاید در زمان کودکی به کمک والدین خود بتوانند نیازهای ارتباطی کلامی خود را رفع کنند، اما زمانی که در جامعه بزرگتری مثل مدرسه قرار می گیرند این اختلال گفتار، می تواند به یک مسئله بغرنج در بحث ارتباطی تبدیل شود.

کدام کودک به گفتار درمانی نیاز دارد؟

یک کودک یک ساله گفتار را به صورت تک کلمه شروع می کند. وقتی سن کودک به یک سال و نیم می رسد تعداد کلمات افزایش می یابد، و در دو سالگی کودک می تواند جمله های دو کلمه ای بگوید.

براساس همین روند دامنه کلمات و جمله ها و گفتار پیوسته کودک کامل تر می شود. هر کودکی رشد زبان را همانند سایر توانایی های رشدی – حرکتی در سن مشخص پشت سر می گذارد و در هر مرحله نشانه هایی از رشد زبان بروز می کند.

والدین عزیز برای آگاهی از روش های تربیتی درست به سایت رادیو قصه به قسمت تعلیم و تربیت کودک و برای کودکان خود به قسمت قصه کودکانه صوتی مراجعه کنید.

والدین با توجه به این نشانه ها است که می توانند بفهمند کودک تاخیر گفتاری دارد یا خیر. اگر کودک تا دو سالگی نتواند حتی تک کلمه ای را بیان کند، باید والدین به گفتار درمانگر مراجعه کنند.

نشانه های وجود مشکل احتمالی در حرف زدن کودک:

اگر شما به عنوان والدین در مورد تکلم و گفتار کودک خود نگران هستید، با توجه به چند نکته ای که ذکر می شود می توانید در خصوص مشکل داشتن کودک خود مشکوک شوید.

باید به کودکی که نمی تواند به صداهای اطرافیان خود پاسخ دهد یا حتی با در آوردن صدا منظور و مقصود خود را به شما برساند، دقت بیشتری را داشته باشید. اگرچه در بین کودکان ۱۲ تا ۲۴ ماه این موارد را مشاهده کردید نسبت به آن بی تفاوت نباشید.

۱-استفاده نکردن کودک از اشاره و ادا مثل تکان دادن دست هنگام خداحافظی.

۲- استفاده از ایما و اشاره در ارتباطات به جای به کارگیری کلمات تا ۱۸ ماهگی.

۳- مشکل کودک در تقلید کردن صدا.

۴- داشتن مشکل در فهم خواسته های کلامی ساده و انجام آن ها.

اختلال در گفتار کودک + قصه صوتی

 تا قبل از ۱۲ ماهگی کودک شما باید نسبت به صداهای اطراف خود عکس العمل نشان دهد و اگر این طور نبود، ممکن است کودک دچار مشکلات شنوایی باشد.

کودکانی که نوک زبانی حرف می زنند:

طبق بررسی های انجام شده مشخص شده است که یک درصد افراد در جوامع مختلف دچار ناروانی گفتار هستند که این آمار در کودکان بیشتر است و به پنج تا هفت درصد نیز می رسد.

البته لکنت یا ناروانی گفتار در کودکان سه تا پنج سال می تواند امری طبیعی باشد، ولی ترساندن کودک، تب و تشنج و عواملی از این قبیل سبب ماندگار شدن این مشکل در کودک می شود. بی توجهی به درمان به موقع اختلالات گفتاری در کودکان منجر می شود این دسته از کودکان قبل از ورود به مدرسه گرفتار اختلالات تولید صدا شوند یا به اصطلاحی دیگر نوک زبانی حرف بزنند.

حتی ممکن است این کودکان برخی کلمات را به درستی ادا نکنند و در صورتی که این مشکل برطرف نشود، در دوران مدرسه در دیکته نویسی و رونویسی دچار مشکل خواهند بود که البته می توان با آموزش و گفتار درمانی به آن ها مانع افت تحصیلی شان شد.

شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه برای شنیدن قصه کودکانه صوتی و قصه شب با صدای خاله سمینا دنبال کنید.

جوجه جوجه طلایی (انيميشن)

جوجه جوجه طلايي+ انيميشن

مجموعه جوجه جوجه طلايي انيميشني است كه توسط حميدرضا حافظي براي خردسالان نوشته شده است. اين انيميشن در ۷۸ قسمت ۱۵ دقيقه اي به كارگرداني نسرین قلی بیگیان در كشور جمهوري اسلامي ساخته شد و در مركز پويانمايي صبا تهيه شده است. هر قسمت از اين انيميشن موضوعات جداگانه و مستقلي دارد و خردسالان در هر قسمت با حيوانات مختلف و خصوصيات آنها آشنا مي شوند و مسائل اجتماعي ، فرهنگي و اخلاقي را ياد مي گيرند.

جوجه جوجه طلايي+ انيميشن

گزيده انيميشن جوجه جوجه طلایی

 جوجه طلایی به دوستانش کمک می‌کند. آنها در کنار هم روزهای خوب و شادی دارند و هرگز اجازه نمی‌دهند کسی شادی را از آنها بگیرد. اگر برای یکی از دوستانش مشکلی پیش آمد، جوجه طلایی از هوشش استفاده کرده و مشکل را حل می‌کند. همۀ دوستانش او را دوست دارند.

مختصري از نويسنده انيميشن جوجه جوجه طلايي:

حميدرضا حافظي در ۲۲ اسفند سال ۱۳۴۳ در شيراز زاده شد. او كارگردان انيميشن، تلويزيون و فيلم نامه نويس سيمنا و تلويزيون و همچنين مدرس است. شروع فعاليت هاي او با هنر نقاشي بود و از دوران نوجواني اين هنر را آغاز كرد و در سال ۱۳۶۷ در رشته كارگرداني انيميشن از دانشگاه صدا و سيما فارغ التحصيل شد. از آن هنگام به مدت ۲۰ سال شغل او كارگردان فيلم در صدا و سيما بود و بعد از آن فعاليت هاي تلويزيوني خود را در ژانرهای کمدی، کودک و نوجوان در دو حوزه ی رئال و انیمیشن همچنان ادامه داد.

حافظي با نوشتن  فيلمنامه كمدي مهريه بي بي جايزه بهترين فيلمنامه نويس از دومين دوره اهداء جوايز كانون كارگردانان سينماي ايران در سال ۱۳۷۳ دريافت كرد، در همان زمان به جمع فيلمنامه نويسان ايران پيوست.

 حميدرضا حافظي در زمينه سينما و تلويزيون سابقه تدريس هم دارد و كارگاه هاي آموزشي متعددي برگزار كرده است.

حميدرضا حافظي+ نويسنده

آثار حميدرضا حافظي در بخش هاي متفاوت به شرح زير است:

آثار سينمايي

نويسنده مهريه بي بي به كارگرداني اصغر هاشمي

نويسنده هفت رنگ به كارگرداني مازيار محمدي نژاد

نويسنده روزي كه خواستگار آمد به كارگرداني فريال بهزاد

نويسنده طرح اوليه داستان ازدواج به سبك ايراني به كارگرداني حسن فتحي

نویسنده دزد رؤیاها به کارگردانی روانبخش صادقی

آثار تلويزيوني

نويسنده و کارگردان تله فیلم قطار شب

نويسنده و کارگردان تله فیلم خاطرات فردا

نويسنده و کارگردان تله فیلم ماهرخ

بازنویس فیلمنامه و كارگردان مجموعه تلویزیونی هیچ‌کس

نویسنده و کارگردان مجموعه تلویزیونی کارآگاه کوچولو

نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه داستانی نمره بیست

نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه داستانی بازی تمام شد

نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه داستانی طاووس

نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه داستانی صدای آشنا

نویسنده و کارگردان فیلم کوتاه داستانی پرنده کاغذی

نویسنده و کارگردان مستند رصدخانه دانشگاه شیراز

نویسنده فیلم کوتاه داستانی آب

نویسنده فیلم کوتاه داستانی ساعت مادربزرگ

نویسنده فیلم کوتاه داستانی کوزه سبز

نویسنده مجموعه تلویزیونی خیاط خانه دادگستر

نویسنده مجموعه تلویزیونی مشاور

آثار انيميشن

نویسنده و کارگردان انیمیشن بلند افسانه شهر قالی

نویسنده و کارگردان انیمیشن کوتاه دختر و ابر

نویسنده و کارگردان انیمیشن کوتاه در جستجوی قطعه گمشده

نویسنده و کارگردان انیمیشن کوتاه میمون بازیگوش

نویسنده انیمیشن کوتاه کیمیاگر تولید امور سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

نویسنده سریال انیمیشن خمره اقتباسی آزاد از رمانی با همین نام نوشته هوشنگ مرادي كرماني

نویسنده سریال انیمیشن آسمان آبی

نویسنده مجموعه انیمیشن سامی و دوستان

نویسنده مجموعه انیمیشن قصه های غزاله / سری دوم

نویسنده مجموعه انیمیشن جوجه طلایی / سری دوم و سوم

آثار عروسكي

نویسنده مجموعه عروسکی حکیم باشی

سرپرست نویسندگان مجموعه عروسکی افسانه های سپید

كلمات كليدي: جوجه جوجه طلایی, انيميشن, حميدرضا حافظي, مركز پويانمايي صبا, شبكه پويا

شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودک برای شنیدن قصه شب و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا دنبال کنید.

تحريريه : نوشين صحبتي

از چه زمانی به کودکان میوه بدهیم؟

میوه سرشار از ویتامین‌های بسیاری است که تاثیر به سزایی در رشد و سلامت بدن دارد. برای همه لازم است که میوه مصرف کنند تا ویتامین‌ها و آنتی اکسیدان‌های لازم را دریافت کنند. همان قدر که خوردن میوه برای بزرگسالان لازم و ضروری است، برای کودکان نیز اهمیت دارد.

میوه سرشار از ویتامین‌های بسیاری است که تاثیر به سزایی در رشد و سلامت بدن دارد. برای همه لازم است که میوه مصرف کنند تا ویتامین‌ها و آنتی اکسیدان‌های لازم را دریافت کنند. همان قدر که خوردن میوه برای بزرگسالان لازم و ضروری است، برای کودکان نیز اهمیت دارد.

سن شروع میوه خوردن در کودکان

معمولا کودکان از ۶ ماهگی به بعد آماده غذا خوردن می‌شوند و نوع غذای آن‌ها از حالت مابع به پوره و غذای سفره تغییر می‌کند. در این مرحله کودک با تنوع غذایی زیادی رو به رو می‌شود اما مواد غذایی باید به میزان مناسبی دریافت شود تا معده نوزاد توانایی هضم را داشته باشد. همیشه از مقدار کم شروع کنید و کم‌کم به او غذا بدهید. اوایل با یک قاشق مربا خوری به او غذا دهید. غذاهایی که لعاب دارند برای او آماده کنید.

به تدریج بدن کودک آنزیم لازم برای هضم مواد را ترشح می‌کند. بسیاری از کودکان ممکن است به میوه حساسیت داشته باشند، در این صورت باید میوه‌هایی به آن‌ها بدهیم که باعث بروز حساسیت نمی‌شوند. بهتر است در چند هفته ابتداییِ آغاز تغذیه تکمیلی آبمیوه رقیق را وارد برنامه غذایی او کرد و به تدریج به غلظت آن افزود.

آب هویج و آب سیب مخلوط شده برای کودک مناسب است. با بزرگتر شدن کودک می‌توانید میوه‌ها را به صورت پوره و تکه‌های کوچک به او بدهید تا به روند جویدن و بلعیدن کودک کمک کند. آخرین میوه که وارد برنامه غذایی او می‌شود مرکبات است. البته مرکبات حساسیت‌زا هستند اما آب لیمو شیرین حساسیت کمتری دارد.

بهترین زمان برای خوردن میوه

بهترین زمان برای خوردن میوه زمانی است که معده کودک خالی باشد. معده کودک حجم زیادی ندارد به این خاطر باید به تدریج به او غذا و میوه بدهیم. تغذیه تاثیر فوق العاده‌ای در رشد کودک دارد، به خصوص که کودکان به خاطر رویش دندان لاغر و مریض می‌شوند، پس باید از تغذیه خوبی برخوردار باشند. استفاده از مواد غذایی‌ای که دارای ویتامین‌های معدنی مانند آهن و سی هستند بی نهایت برای کودک مفید است.

آهن از جمله مواد معدنی مورد نیاز بدن است که کودکان بسیار به آن احتیاج دارند. کودک می‌تواند با تغذیه از میوه و خشکبار، نیاز بدنش به آهن را تامین کند. خوردن میوه به صورت میان وعده، و تزئین آن اشتهای کودک را تحریک می‌کند. البته باید توجه داشته باشیم که زمان خوردن میان وعده تا وعده اصلی طولانی باشد تا جلوی اشتهای کودک را نگیرد.

کودکانی که دچار افت قند خون می‌شوند بهتر است سیب مصرف کنند تا عملکرد بهتری در یادگیری داشته باشند.

میوه برای کودکان چاق

سرعت رشد کودک بسیار زیاد است و وزن او به شدت رو به افزایش است. اما از سال سوم رشد کودک کندتر می‌شود و به قد او اضافه می‌شود. حتی ممکن است کودک دچار بی اشتهایی شود و خیلی کمتر غذا بخورد. در این شرایط وقتی آبمیوه یا میوه شیرین به کودک داده می‌شود آن را به صورت بافت چربی ذخیره می‌کند. البته مصرف تنقلات و شیرینی‌ها و شکلات کالری بیشتری نسبت به میوه دارند و بهتر است که از برنامه غذایی کودک حذف یا میزان‌شان کمتر شود.

تاثیر پوست میوه برای کودک

پوست میوه مواد مغذی بسیاری دارد اما به شرطی که عاری از هرگونه مواد شیمیایی سمپاشی باشد. پوست برخی از میوه‌ها به دلیل داشتن فیبر ممکن است نفاخ باشند و برای جویدن کودک مناسب نباشند. در این شرایط توصیه می‌شود که بدون پوست مصرف شوند.

مقدار مصرف میوه برای کودکان

کودکان با خوردن پروتئین‌ها، چربی‌ها و مواد قندی کالری زیادی دریافت می‌کنند. می‌توان به جای خوردن بعضی خوراکی‌ها، میوه را جایگزین آن کرد. البته مصرف باید به حدی باشد که کودک دچار مشکل نفخ و دل درد نشود. خوردن نوبرانه‌ها با سمپاشی نادرست منجر به مسمومیت کودک می‌شود. برای جلب نظر کودک می‌توانید از سالاد میوه استفاده کنید و مقداری آبمیوه داخل آن بریزید تا طعم دار شود.

چگونگی شستن میوه‌ها

برای شستن میوه‌ها باید حتما آن‌ها را ضدعفونی کرد. مقداری ماده ضدعفونی کننده در مقداری آب بریزید و بگذارید در آب حل شود. چند دقیقه صبر کنید سپس میوه‌ها را بشویید.

رفع عطش کودک

کودک به خاطر تعریق و اسهال و استفراغ آب زیادی از بدن را از دست می‌دهدو دچار کم آبی می‌شود. برای رفع عطش کودک بهتر است به او آب و آبمیوه بدهید تا عطش او برطرف شود. مصرف مواد قندی به جای آب برای رفع عطش کودک مؤثر است.

فلسفه سنجد در سفره هفت سين و خواص بي نظير آن (سلامت كودك)

سنجد+ سلامت كودك

سنجد سين اول سفره هفت سين نماد زايش، فرزانگي و سنجيده عمل كردن است.در طب قديم سنجد به عنوان تقويت حافظه و عقل شناخته شده است و نخستين خلقت خداوند هم عقل بوده است. سنجد را به اين دليل بر سر سفره هفت سين مي گذارند تا هركسي كه با خود عهد كند كه با آغاز سال جديد هركاري را سنجيده انجام دهد. سنجد با بارور شدنش بوي خوبي در فضا پراكنده مي كند و قواي احساسي را پرورش مي دهد برخي بر اين باور هستند كه نماد عشق آنسان ها به يكديگر است.

خواص سنجد:

آنتي اكسيدان موجود در سنجد بسيار قوي است.

بهترین اثر سنجد رفع کمبود ويتامين Cبدن است و با خوردن آن عفونت وارد بدن نمي شود.

 ضداسهال و قابض است. جوشانده برگ سنجد بهترین دارو برای اسهال كودكاناست.

پودر هسته سنجد در درمان التهاب‌های حاد و مزمن کاربرد دارد و آرتوروز را درمان می‌کند.

ضد تب و درد است.

خاصیت ضد التهابی دارد.

سردرد را تسكين مي دهد و بادشكن و براي قلب مقوي است.

از ریشه آن در صنعت عطرسازی استفاده می‌شود.

از گل آن برای التیامزخماستفاده می‌شود.

کم کالری و مقوی معده است.

كليه ها را گرم ميكند و بواسير را درمان مي كند.

مزاج كودكان داراي حرارت زيادي است و سنجد با مزاج آنها بسيار موافق است. و يكي از با ارزش ترين تنقلات براي آنها است.

به كودكان روزي ۲۰ تا ۵۰ دانه سنجد بدهيد تا ساق پاي آنها را محكم و قوي كند. سنجد علاوه بر اينكه براي بهبود اسهال مفيد است مصرف زيادي آن باعث يبوست مي شود. ويتامين K موجود در سنجد سم هايي كه در روده و معدده توليد مي شود و باعث بوجود آمدن مشكلات گوارشي مي شود از بين مي رود. مخلوط پودر سنجد با شير به همراه يك قاشق غذاخوري عسل ميان وعده خوبي براي كودكان است.

كلمات كليدي: سنجد, نماد سنجد, خواص سنجد, سفره هفت سين, سلامت كودك

شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودک برای شنیدن قصه شب و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا دنبال کنید.

تحريريه: نوشين صحبتي

شعر بارون (معرفي كتاب کودک)

بارون میاد جرجر،
رو پشت‌بو‌م هاجر
هاجر عروسی داره،
تاج خروسی داره
“_هاجرک ناز قندی،

یه چیزی بگم نخندی:
وقتی حنا می‌ذاشتی،
ابرواتو ور ‌می‌داشتی
زلفاتو وا می‌کردی،
خالتو سیا می‌کردی
زهره نیومد تماشا؟
نکن اگه دیدی حاشا…”
“حوصله داری بچه،

مگه تو بی‌کاری بچه؟
دومادو الان می‌یارن،
پرده رو ور می‌دارن
دستمو می‌دن به دستش،
باید درارو بستش
نمی‌بینی کار دارم من؟
دل بی‌قرار دارم من؟
تو این هوای گریون،
شرشر لوس بارون
که شب سحر نمی‌شه،
زهره به در نمی‌شه“

بارون+ احمد شاملو

شعر بارون توسط احمد شاملو سروده شده است.

احمد شاملو در ۲۱ آذر سال ۱۳۰۴ در محله بهارستان تهران زاده شد و دوم مرداد ماه سال ۱۳۷۹ در كرج چشم از جهادن گشود. او در امام زاده طاهر كرج به خاك سپرده شده است. شاملو متخلص به الف. بامداد يا الف. صبح بود او شاعر، نويسنده، پژوهشگر، روزنامه نگار، فرهنگ نويس و مترجم و همچنين از دبيران كانون نويسندگان ايران قبل و بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ بود.

احمد شاملو تحصيلات نامنظمي داشت زيرا پدرش نظامي و افسر ارتش بود. بخاطر ماموريت هاي پدرش از شهري به شهر ديگر مجبور بود دوران كودكي و نوجوانيش را در شهرهاي مختلف مانند سميرم، اصفهان، رشت، بيرجند و ايرانشهر بگذراند. بيشتر ماموريت هاي پدرش در شهرها و بخش هاي مرزي و دور افتاده بود زيرا او فردي ناسازگار بود. و شاملو كودكي سختي را بخاطر رفتار خشك پدرش و همچنين زندگي در نقاط محروم و دور دست و از همه مهمتر فقر مالي گذرانده بود .

شاملو در مورد دوران كودكيش مي گويد:« .کودکی بدی داشتم‌، اصلاً نمی‌خواهم به خاطر بیاورم‌. کودکی من پر از پریشانی و انتضار بود…..کودکی سخت بی‌نشاطی را گذراندم‌، کسی را نداشتم که راه و چاهی نشانم بدهد و در نتیجه ‌سالهایم بیهوده تلف شد…. از ده سالگی می‌نوشتم‌…. اما محیط خانوادگی همه چیز از من می‌توانست‌ بسازد. جز یک شاعر». او دوران دبستان و دبيرستانش را در شهرهاي خاش‌، همدان‌، مشهد، تهران و… گذراند.

وي در مورد سال هاي زندگيش چنين مي گويد: «محیط مدرسه‌، تا دبستان بود، جهنم بود و تا دبیرستان بود یک محیط گمراه کنند».

او روحيات و شيوه زندگيش را از خاطرات دوران كودكيش مي داند. و مي گويد: زماني كه شش ساله بود شاهد شلاق خوردن سريازي در پادگان شهر بود و اين خاطره روحيه او را نسبت به بي عدالتي و خشونت حساس كرد. و يا زماني كه شاهد تنبيه هاي بدني شاگردان از طرف ناظمان بود و يا افرادي كه به نوعي مورد ستم و خشونت قرار مي گرفتند از زمينه هاي اصلي سرودن شعر و شيوه زندگي او شده بود. زماني كه نوجوان بود به موسيقي علاقه مند شد اما به دليل فقر مالي و فرهنگي خانواده اش نتوانست به اين هنر روي بياورد در عوض مطالعه را جايگزين موسيقي كرد.

احمد شاملو نوشته است: «پدر بزرگم چند صندوق بزرگ کتاب داشت‌. دوازده سالم بود و اولین چیزی که خواندم قصه کوتاهی بود از هانری بورد به نام «مطرب‌» با ترجمه پرویز ‌ناتل ‌خانلری که در نشریه «افسانه‌» به چاپ رسیده بود. با خواندن اين قصه آتش مطالعه در من روشن شد و جانشین اندوه مأیوسانه موسیقی شد».

شاملو زماني كه اول دبيرستان بود عشق به مطالعه و آشنايي با زبان فرانسه در او بيشتر شد. و در دوران نوجوانيش با كشف كردن كتاب لغات فرانسه به فارسي(دیکسیونر) توانست كليد تازه اي در دنياي مطالعه پيدا كرد.

او تحصیلات دبیرستان را ناتمام گذاشت، از همان سال‌ها (حدود سال ۱۳۲۵ه.ش‌) به ‌نوشتن قصه‌های کوتاه‌، شعر و سر دبیری مجلات ادبی پرداخت‌. و از همان هنگام به عنوان شاعري كه پيشرو انقلاب بود در شعر و در محيط و ارايي كه در شعر منعكس مي شد شناخته شد. او بيش از ۵۰ سال شاعري، توانست شيوه ها و بيان تازه اي را در شعر فارسي پايه گذاري كند. و در سال ۱۳۳۲ درست بعد از كودتاي ۲۸ مرداد بيش از يكسال در حبس بود.

فعاليت هاي شاملو كه كودكان را به ادبيات علاقه مند كرده بود:

ضبط صفحه و نوار کاست صدای شاعر به کوشش «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان‌»

تهيه كننده مسابقه راديويي براي كودكان و نوجوانان در سال ۱۳۵۱ جهت تشويق كردن كودكان به سرودن و نوشتن.

از آثار احمد شاملو برای کودکان می توان به خروس زری پیرهن پری، قصه‌ی هفت کلاغون، ملکه‌ی سایه‌ها و قصه‌ی دخترای ننه دریا نام برد.

شعر كودك+ معرفي كتاب

بخشي از شعر قصه دختراي ننه دريا:

یکی بود یکی نبود.
جز خدا هیچی نبود
زیرِ این تاقِ کبود،
نه ستاره
نه سرود.

عموصحرا، تُپُلی
با دو تا لُپِ گُلی
پا و دستش کوچولو
ریش و روحش دوقلو
چپقش خالی و سرد
دلکش دریای درد،
دَرِ باغو بسّه بود
دَمِ باغ نشسّه بود:

«عموصحرا! پسرات کو؟»
-لبِ دریان پسرام.
دخترای ننه‌دریا رو خاطرخوان پسرام.
طفلیا، تنگِ غلاغ‌پر، پاکِشون
خسته و مرده، میان
از سرِ مزرعه‌شون.
تنِشون خسّه‌ی کار
دلِشون مُرده‌ی زار
دسّاشون پینه‌تَرَک
لباساشون نمدک
پاهاشون لُخت و پتی
کج‌کلاشون نمدی،
می‌شینن با دلِ تنگ
لبِ دریا سرِ سنگ.

…

كلمات كليدي: شعر بارون, قصه دختراي ننه دريا, احمد شاملو, شعر كودك, معرفي كتاب

شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودک برای شنیدن قصه شب و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا دنبال کنید.

تحريريه : نوشين صحبتي

نرمو (انيميشن)

نرمو+ انيميشن

نرمو انيميشني است كه توسط پرويز طاهري براي كودكان نوشته شده است؛ اين انيميشن در ۱۳ قسمت ۱۰ دقيقه اي در مركز پويانمايي صبا به كارگرداني مهدي خرميان تهيه شده است. ابن مجموعه را ابراهيم گرجي تدوين و محمد گهربخش صداگذاري كرده است.

چكيده:

يک کرم کوچک با نام نرمو به همراه خانواده‌اش در زير يک باغچه زندگی می‌کند. او با سرک کشيدن به خانۀ انسان‌ها و مشاهدۀ اسباب و وسايل زندگی آنها به ابتکار خودش، با چيزهای دور ريختنی دست به اختراعات مختلفی می‌زند.

مهدي خرميان+ انيميشن

مختصري در مورد مهدي خرميان:

مهدي خرميان در سال ۱۳۴۸ در شهر زيباي يزد متولد شد. او داراي ديپلم گرافيك از هنرستان هنرهاي تجسمي است و در سال ۱۳۶۷ در رشته كارگرداني انيميشن دانشگاه صدا و سيما پذيرفته مي شود و در سال ۱۳۷۵ در مقطع كارشناسي ارشد رشته گرافيك تحصيلاتش را ادامه داد.

انيميشن هاي خرميان بيشتر براي كودكان و نوجوانان است  آثارش شامل : مجموعه ی ۲۶ قسمتی نرمو، مجموعه ی ۲۶ قسمتی سامی و دوستان، مجموعه ی ۲۶ قسمتی برکه ی دوستی، مجموعه ی ۵۲  قسمتی ملوچ، مجموعه ی ۵۲ قسمتی ماجراهای بهادر، مجموعه ی ۲۶ قسمتی قصه های مبارک که در دست تولید است و ساخت چندین انیمیشن کوتاه. کارگردانی انیمیشن سبز رنگ دوستی، کاوه آهنگر، افسانه شکفتن.

كلمات كليدي: نرمو, انيميشن, كودك و نوجوان, مهدي خرميان, مركز پويا نمايي صبا, شبكه پويا

شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودک برای شنیدن قصه شب و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا دنبال کنید.

تحريريه : نوشين صحبتي

کاکی کنجکاو + قصه شب

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)

نویسنده: تونی گراس ?
قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: الف، ب

آدرس تلگرامی ما:

@childrenradio.

شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودک برای شنیدن قصه شب و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا دنبال کنید.

کاکی دوست داشت همه چیزو بدونه، اون یک پسر کوچولو کنجکاو بود. دلش می خواست بدونه که چرا زنبورا بدنی راه راه دارن، چرا سیب های باغ خوشون قرمزه ولی سیب های باغ همسایه سبزه، چرا همه جوراب های پدر به رنگ سیاهه، خط کشی جلو مدرسه ها رو با چه خط کشی کشیدن اون خط کش کجاست؟ چرا پنهانش کردن. خلاصه همیشه کاکی داشت فکر می کرد که چرا، چطور و برای چی. یک روز کاکی از کنار انباری ته باغشون رد می شد، صدای دنگ و دنگی شنید، کنجکاویش گل کرد به در کوبید و پرسید: کی اونجاست، چیکار می کنه. صدای پدربزرگ از توی انباری بلند شد که …

بابایار(معرفي كتاب کودک)

كتاب بابايار مجموعه اي از پنج داستان است كه محمدرضا يوسفي و مرضيه طلوع اصل در ۱۲۴ صفحه نوشته اند؛ انتشارات كانون پرورش فكري كودك و نوجوان اين كتاب را در سال ۱۳۹۳ منتشر كرده است. داستان هاي اين مجموعه درونمايه عاشقانه دارند و مخاطب با مطالعه اين داستان ها اقوام مختلف ايارن را مي شناسد.

مجموعه بابايار از پنج داستان كوتاه به نام هاي «ساز شکسته» از آذربایجان، «پیشانی سفید» از شمال ایران، «ناخدا جادو» از جنوب ایران، «تفنگ میرنوروز» از بلوچستان و «نشان بابایار» از استان فارس كه بر اساس باور مردم به شخصيت بابايار و امدادهاي غيبي شكل گرفته است. مردم اين شهرهاي مختلف بابايار را باور دارند زيرا از نظر آنها شخصيتي چون حضرت خضر دارد. مردم براي آرزوهايشان تلاش مي كنند و بابايار آنها را به آرزويشان مي رساند. بابايار با شخصيت هاي متفاوتي چون عاشیق، جنگلبان و يا ناخدا كه مورد قبول مردم قومش است در داستان ها ظاهر مي شود.

بابايار+ محمدرضا يوسفي

محمدرضا يوسفي

محمدرضا يوسفي نويسنده و نظريه پرداز ادبيات كودك در سال ۱۳۳۲ در همدان زاده شد. كتاب “سال تحويل” اولين اثر او بود كه در سال ۱۳۵۷ منتشر شد. وي علاوه بر حرفه داستان نويسي براي كودك و نوجوان نويسنده نمايش نامه و فيلم نامه هم بود اما اصلي ترين فعاليتش نويسندگي براي كودكان بود. وي مي گويد تا كنون بيش از بيت اثر داستاني براي كودكان منتشر كرده است.

وش وش وشی وشان سیاوش / تهران ، نشر موج، ۱۳۹۶

اگر بچّه رستم بودم/ تهران، امیرکبیر، کتاب‌های شکوفه، ۱۳۹۰

اسب سفید/ مشهد، آستان قدس رضوی، به نشر، ۱۳۸۹

بزرگی / مشهد، به نشر، ۱۳۸۹

شازده کرگدن/ تهران، سروش، ۱۳۸۹

گرگ‌ها گریه نمی‌کنند/ تهران، افق، ۱۳۸۹

وقت قصّه من را صدا کن/ تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۹

بابا برفی/ مشهد، به‌نشر، ۱۳۸۸

شهر گربه‌ها / تهران، پیک بهار، ۱۳۸۶

قصّه و قصّه‌گویی/ تهران، پیک بهار، ۱۳۸۶

آخرین پروانه‌ها/ تهران، شباویز، ۱۳۸۵

خاله بالا و ننه سرما/ مشهد، به‌نشر، ۱۳۸۵

همکلاسی‌ها/ تهران، فرهنگ گستر، کتاب سیب، ۱۳۸۴

اناری‌ها/ تهران، فرهنگ گستر، کتاب سیب، ۱۳۸۴

نامه‌هایی به آقاغوله / تهران، کتاب چرخ فلک، ۱۳۸۴

هزار پاها/ تهران، فرهنگ گستر، کتاب سیب، ۱۳۸۴

کلاغ‌ها/ تهران، فرهنگ‌گستر، کتاب سیب، ۱۳۸۴

من و ماه و ستاره/ تهران، شباویز، ۱۳۸۴

کارگاه داستان/ تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۸۳

آواز/ تهران، شباویز، ۱۳۸۳

آتا سای/ تهران، شباویز، ۱۳۸۲

اگر آدم‌ها پروانه بودند/ تهران، کیهان، ۱۳۸۲

گواتی/ تهران، شعله اندیشه، ۱۳۸۲

آواز باد/ تهران، شباویز، ۱۳۸۱

اطلسی و نرگسی/ مشهد، به‌نشر، ۱۳۸۱

بُوی باران/ تهران، انتشارات مدرسه، ۱۳۸۱

نمایشنامه مرغ قدقدی/ تهران، شباویز، ۱۳۸۱

همه جا ستاره بود/ تهران، [بی‌نام]، ۱۳۸۱

دختر سیاره سبز/ تهران، شباویز، ۱۳۸۱

شاهاز بز جادویی/ تهران، محراب قلم، ۱۳۸۰

ننه انسی ستاره بود/ مشهد، به‌نشر، ۱۳۸۰

یوسفی که می‌خواستم/ تهران، پیدایش، ۱۳۸۰

آیدا؛ دخترماه/ تهران، ویژه نشر، ۱۳۸۰

تا خورشید راهی نیست/ مشهد، به‌نشر، ۱۳۷۹

ستاره آرزو/ تهران، نشر قو، ۱۳۷۹

دختران خورشید/ تهران، پیدایش، ۱۳۷۷

پسر فیروزه‌ای/ تهران، پیدایش، ۱۳۷۶

درس انار/ تهران، پیدایش، ۱۳۷۶

قصه کوچ/ تهران، قلمرو، ۱۳۷۶

یک وجب آسمان/ تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، ۱۳۷۶

ستاره‌ای به نام غول/ تهران، قدیانی، کتاب‌های بنفشه، ۱۳۷۵

نخودی و بی‌بی همدم/ [بی‌جا]، نماد هنر و ادبیات، ۱۳۷۵

هفت دختران آرزو/ تهران، سروش، ۱۳۷۵

لالی/ تهران، نهاد هنر و ادبیات، ۱۳۷۴

پرپرو، مرغ دریا/ تهران، انتشارات مدرسه، ۱۳۷۳

مسافر دریا/ تهران، انتشارات مدرسه، ۱۳۷۳

بره حنا، سم طلا/ سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، ۱۳۷۳

امید علی خان/ تهران، زلال، ۱۳۷۳

هفت‌چناران/ تهران، کتاب‌های شکوفه، ۱۳۷۲

تا سارا، اسبِ بالدار/ تهران، انتشارات مدرسه، ۱۳۷۲

وقتی پرنده‌ها پرواز کردند/ تهران، احیاء کتاب، ۱۳۷۱

خانه‌ای رو به آفتاب/ تهران، خانه آفتاب، ۱۳۶۹

قفس / تهران، کتاب‌های شکوفه، ۱۳۶۹

دنیا مالِ من است/ تهران، کتاب‌های شکوفه، ۱۳۶۹

وقتی باران بارید/ تهران، خانه آفتاب، ۱۳۶۹

ماه منیر/ تهران، فرهنگخانه اسفار، ۱۳۶۷

سال تحویل شد/ تهران، شباهنگ

مهمانی گرگ‌ها/ تهران، پیک بهار

دختر سبز آبی / تهران ، نشر موج

کی خسرو فرزند اسب / تهران ، نشر موج

وی در سال ۲۰۰۰ میلادی نامزد جايزه هاتس كريستيان شد.

كلمات كليدي: بابایار, محمدرضا يوسفي, مرضيه طلوع اصل, انتشارات كانون پرورش فكري كودك و نوجوان, معرفي كتاب

شما  می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودک برای شنیدن قصه شب و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا دنبال کنید.

تحريريه: نوشين صحبتي

پیشی ملوس+ قصه های صوتی

گوش کنید:

اسم قصه: پیشی ملوسه ??
نویسنده: نوشین فرزین فرد?
تنظیم: ندا سلیمی
قصه گو : سمینا❤️

متن داستان:

” پیشی ملوس”

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچ کس نبود.

توی یه خیابون بزرگ یه خانم گربه با بچه هاش توی زیر زمین یه ساختمون زندگی می کرد.

خانم گربه، شبها که همه مردم می رفتن خونه هاشون و خیابون خلوت می شد ،دست بچه هاشو می گرفت و از زیر زمین بیرون می اومد .

خانم گربه و بچه هاش از توی باغچه های دم خونه ها تا توی سطل زباله ها رو می گشتن تا غذا پیدا کنن .

بچه های خانم گربه خیلی بازیگوش بودن و موقع غذا پیدا کردن اونقدر بازیگوشی و میو میو می کردن که خانم گربه می گفت “هیسسسسس! الان مردم از خواب بیدار میشن .اینقدر میو میو نکنید ” پیشی ملوس،بچه .

کوچیکه خانم گربه ،از همه بازیگوش تر بود و دلش می خواست توی خیابون به جای دنبال غذا گشتن ،بازی کنه یه شب که طبق معمول خانم گربه با بچه هاش بیرون از زیر زمین اومدن ،پیشی ملوس به خواهر و برادراش گفت “میو میو !

” خسته شدم اینقدر توی سطل زباله ها ی مردم و باغچه ها دنبال غذا گشتم.

من امشب باهاتون نمیام سفید پنبه ای ، خواهر بزرگه پیشی ملوس، گفت “نه .ما همه باهم اومدیم و با همدیگه دنبال غذا می گردیم و با همدیگه هم ” برمی گردیم زیر زمین خانم گربه و بچه هاش ،جلوتر از پیشی ملوس حرکت می کردن و اصلا حواسشون نبود که پیشی ملوس از فرصت استفاده کرده و از گروه شون جدا شده .

پیشی ملوس وقتی از مامان و خواهر و برادراش دور شد با خوشحالی به خودش گفت “آخ “جون .

الان دیگه تنهام .

می تونم هرجا که دلم بخواد برم پیشی ملوس راه افتاد و خودشو به اون طرف خیابون توی تاریکی شب رسوندو خوشحال و خندان داشت راه میرفت که ناگهان با یک صورت خشن یه حیوون برخورد کرد پیشی ملوس ترسید.

صدای بلند واق واق سگ سیاه و بزرگی که با صورتش برخورد کرده بود ،توی گوشش پیچید .

پیشی ملوس پا گذاشت به فرار .

از این سمت خیابون به اون سمت خیابون .از توی این باغچه به اون باغچه می دوید ولی سگ سیاه و بزرگ دست بردار نبود و دنبال پیشی ملوس افتاده بود. پیشی ملوس اونقدر دویده بود که دیگه نفسش بند اومده بود .

از لای در یه حیاط بزرگ رد شد و خودشو رسوند توی حیاط بزرگ .

حیاط بزرگ پر از درخت و شکوفه های گل بود.

پیشی ملوس ناگهان احساس کرد که از روی زمین بلند شده .

سرشو بالا گرفت .

یهو صورت یه پسر بچه رو دید .

پیشی ملوس شروع کرد به میو میو کردن.

پسر بچه با مهربونی پیشی ملوس رو نوازشش کرد و گفت “نگران نباش.

نمی زارم اون سگ سیاهه تورو ببینه ” پیشی ملوس تا صبح توی اون حیاط بزرگ موند .

صبح که شد پیشی ملوس آروم و بی سروصدا به سمت زیر زمین به ” راه افتاد و پیش خودش گفت “از این به بعد دیگه از مامان و خواهر و برادرام جدا نمیشم و به حرفشون گوش می کنم.