قصه شب (رادیو قصه) اسم قصه: ماکاموشی بخش دهم ? نویسنده: جرونیمو استیلتن ? قصه گو: سمینا ❤️ موضوع: هیجانی وجسور? گروه سنی: ج
آدرس تلگرامی ما: ? @childrenradio
شما می توانید مارا از طریق رادیو قصهبرای شنیدن قصه های صوتی کودکانهو قصه شببا صدای خاله قصه گو سمینادنبال کنید.
خودمو توی دریای یخ زده شناور دیدم، مدت طولانی دست و پا زدم و آب شور تف کردم. موج های بزرگ منو به این طرف و اون طرف می کشوندن، احساس می کردم توی یک ماشین لباس شویی غول پیکر گیر افتادم و دارم آب کشی میشم، ناگهان چشمم به یک موجود خاکستری و پشمالو افتاد و فریاد زدم…
نویسنده: شکوه قاسم نیا? قصه گو:سمینا❤️ گروه سنی: الف، ب
آدرس تلگرامی ما: ? @childrenradio.
شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودکانه برای شنیدن قصه شبو قصه صوتی کودکانهبا صدای خاله سمینابرای گروه های سنی (الف، ب، ج) دنبال کنید.
یکی بود یکی نبود توی روزگار خیلی خیلی قدیم پسری کوچکی بود که با پدر و مادرش توی کلبه ای نزدیک جنگل زندگی می کردند. اسم پسرک چی بود، هیچی اون اصلا اسم نداشت. پدر و مادرش اونو صدا میزدن و میگفتن آهای یا اوهوی. یک شکارچی بزرگ از کنار کلبه اونها گذشت. پسرک رو دید و گفت تو باید بگردی و برای خودت یک اسم پیدا کنی…
دنیای اسباب بازی ها دنیای عجیبی است که کودکان با آن سرگرم می شوند. دنیای آرزوهاو رویاها، دنیای رنگی اسباب بازی ها، دنیایی که درآن خود را به جای قهرمان داستان یا فرد شجاعی که به جنگ دشمنان میرود قرار می دهد.دنیای این کودکان سر شار از فانتزی های کارتونی است که روح و روان آن تحت تاثیر خود قرار می دهد.
بازی چقدر برای کودکان مهم است:
بازی مهم ترین بخش زندگی کودکان را تشکیل می دهد و اسباب بازی ها و ابزار و وسایلی هستند که برخی از مهارت های زندگی کردن را به کودکان آموزش می دهند استفاده از اسباب بازی مناسب برای کودک باعث توانمندی جسمی و ذهنی کودک شده و آن را برای زندگی آینده و پذیرش نقش های اجتماعی آماده می کند.
کودک برای بازی کردن نیاز به اسباب بازی و وسایلی داد که، وسایل و ابزار او را برای استفاده از حواسش کمک می کند و به او مهارت می آموزد.
لازم به ذکر است که منظور از اسباب بازی، اسباب بازی های گران و لوکس نیست. بلکه اسباب بازی های عامیانه و معمولی و در دسترس است. مهم این است که کودک با ابزار کم خلاقیت خودش را نشان بدهد و بازی های جدید بیافریند و خود را برای حضور در اجتماع آماده کند.
نقش بازی در رشد شخصیت کودک:
۱- رشد هوشی: بازی، رشد هوشی کودک را افزایش و سرعت می بخشد. کودکانی که اسباب بازی ندارند و یا امکانات بازی آن ها محدود است از لحاظ شناختی نسبت به سایر کودکان عقب تر هستند. و باید این را بپذیرند که بازی در رشدهوشی کودک اهمیت زیادی دارد. کودک در زمان بازی سه چیز را می آموزد: ۱- شناخت خود ۲- شناخت جهان و پیرامون اطرافیان خود ۳- شناخت و حل مسائل پیش آمده
والدین گرامی، کودکان خود را برای داشتن شبی آرام برای شنیدن قصه شبو قصه صوتی کودکانه از سایت رادیو قصه به ما بسپارید.
۲- رشد اجتماعی: بازی در رشد اجتماعی کودکان نیز اهمیت زیادی دارد. کودکان اغلب برای اولین بار از طریق بازی یاد می گیرند که چگونه یک دیگر را قبول داشته باشند و بپذیرند.
درباره قوانین بازی به توافق برسید و به صورت گروهی به بازی بپردازید چون مفهوم بازی و پیروزی بر رقیب وشکست را اغلب در بازی های جمعی و گروهی به رشد لازم می رسد.
۳- رشد تربیتی: کودک در هنگام بازی کردن است که با ارزش های انسانی مانند نیکی، امانتداری و راستگویی و…آشنا می شود.
۴- تاثیر درمانی بازی: کودک می تواند از طریق بازی کردن انرژی های تحت فشار خود را بیرون بریزد. کودک می تواند احساسات و عواطف خود را از قبیل ترس، شادی و نگرانی و… خود را آن طور که دوست دارد در قالب شخصیت های دلخواهش بیان نماید و کدورت های درونی خود را نیز از بین ببرد.
تاثیرات مثبت، کم تر بودن اسباب بازی بر کودکان:
کودکی که اسباب بازی کم تری دارد، باعث می شود خلاق تر باشد. این کودک با با اشیا اطراف خود، حتی یک تکه چوب و پارچه توانایی خیال پردازی پیدا می کند، و آن را وسیله ی بازی خود قرار می دهد. کم بودن اسباب بازی های کودک باعث می شود که بیشتر قدر داشته هایش را بداند. زمانی که برای کودک خود زیاد اسباب بازی بخریم، اون می داند که در هنگام خراب کردن وسایلش دوباره برایش وسیله جدیدی تهیه می شود. پس ارزش زیادی برای داشته هایش قائل نمی شود.
پس در نتیجه وقتی اسباب بازی هایش کم باشد، به بهترین نحو از آن نگه داری و اجازه نمیدهد به راحتی خراب شود. چون می داند بلافاصله برای آن وسیله جدیدی تهیه نمی شود.
کودکی که نسبتا اسباب بازی های کم تری دارد، تمام خوشحالی و خوشبختی را در وجود اسباب بازی ها نمی بیند و اشتیاق بیشتری به یادگیری شان می دهند.
شما می توانید ما را برای شنیدنقصه های صوتی کودکانهو قصه شب با صدای خاله سمینابرای گروه های سنی(الف، ب، ج) از طریق رادیو قصهدنبال کنید.
قصه شب (رادیو قصه) اسم قصه: ماکاموشی بخش هفتم ? نویسنده: جرونیمو استیلتن ? قصه گو:سمینا❤️ موضوع: هیجانی وجسور? گروه سنی: ج ? @childrenradio.
عزیزان شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودکانهبرای شنیدنقصه شبو قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینادنبال کنید.
صبح روز شانزدهم سفر دریایی بود که تقریبا به وسط راه جزیره گنج رسیده بودیم، که دنبال ساعت مچی ام رفتم به آشپزخانه کشتی آشپزخانه طبقه ی پایین کشتی بود و همه غذاها رو اونجا انبار کرده بودیم، همون موقع چشمم به خورده های نان افتاد که ریخته بود روی زمین با خودم فکر کردم….
قصه کودک – قصه صوتی کودکانه – قصه شب (رادیو قصه) اسم قصه: جورابهای بو گندو ?
نویسنده: رابرت مانش ? قصه گو:سمینا❤️ گروه سنی: الف، ب
آدرس تلگرامی ما: ? @childrenradio.
بچه های عزیز شما می توانید ما را از طریق رادیو قصه کودکانه برای شنیدنقصه شبو قصه کودکانه صوتی با صدای خاله قصه گو سمینادنبال کنید.
بابا نوئل مهربون سلام من ویکتور هستم. حتما منو یادته، کریسمس سال پیش یک دوچرخه خواستم و تو اونو برام فرستادی. اون موقع من خوشحال ترین پسر دنیا بودم. ولی یک روز وقتی به سرعت رکاب می زدم از تپه پایین افتادم، دوچرخم داغون شد حالا هم دیگه دوچرخه نمی خوام….
قصه شب (رادیو قصه) اسم قصه: مورچه ی مسافر – قصه خاله مورچه ? نویسنده: بگونیا ایبازولا? قصه گو: سمینا ❤ موضوع: غلبه بر ترس?? گروه سنی: ب، ج
آدرس تلگرامی ما ? @childrenradio
مورچه مسافر (قصه خاله مورچه)
که با موضوع محوری غلبه بر ترس است. داستان مورچه کوچولویی هستش که از گروه مورچهها عقب میافته و اونها رو گم میکنه و در این بین اتفاقهای زیادی براش می افته. پیشنهاد میکنم این قصه صوتی شب را حتما گوش کنید.
یک پدر بزرگ خیلی مهربان بود که هر شب برای نوههاش قصه و معما میگفت. یه شب پدربزرگ به نوههاش گفت: فکر کنید که زمستان است و شما در یک اتاق سرد و تاریک هستید و داخل اتاق یک چراغ نفتی، یک شمع و یک بخاری است و تنها یک سیخ کبریت داریم اول کدام را روشن میکنید.
سالها پیش مردی کیسهی بزرگ بذری را برای فروش به شهر میبرد. ناگهان چرخ گاری به یک سنگ بزرگ خورد و یکی از دانهها روی زمین خشک وگرم افتاد. دانه اول ترسید بعد با خودش گفت: من فقط زیر خاک در امانم کاش یه جوری میشد که میرفتم توی خاک.
انگار خدا صدای اون رو شنید و ناگهان گاوی که از اونجا میگذشت …
ادامه قصه کودکانه رو گوش کنید. اتفاقهای جالب توی راهه …
برای گوش کردن به قصههای صوتی بیشتر به کانال رادیو قصه مراجعه کنید. و برای
توی یک شهر کوچک مردی به نام پائولو زندگی می کرد. پائولو بستنی فروش بود و هر روز بستنیهاشو توی گاریش میگذاشت و توی شهر می گشت. روزی به یک محلهای رسید که مردم اون شهرخیلی فقیر بودن. بچهها با حسرت به گاری نگاه می کردند. پائولو چون مرد خیلی مرد مهربونی بود…
قصه کودکانهی خاله سمینا رو گوش کنید تا ببینید پائولوی مهربون چه فکری داره…