داریان و نگهبان قطارهای گمشده

❤️ این قصه تقدیم به ایشخان جان داریان عزیز و مهربان سمینا ❤️

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️
اسم قصه:  داریان و نگهبان قطارهای گمشده
قصه‌گو: سمینا ❤️
نویسنده: سمیه صابری☘
تنظیم: رویا مومنی 🌱

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

دنیای کودک را بساز 😍
@Someinasup

رادیو قصه کودک

قصه اختصاصی صوتی

 

نیما و جشن هالوینی که گم شد

❤️ این قصه تقدیم به نیما جان افشاری عزیز و مهربان سمینا ❤️

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️
اسم قصه:  نیما و جشن هالوینی که گم شد
قصه‌گو: سمینا ❤️
نویسنده: سمیه صابری☘
تنظیم: رویا مومنی 🌱

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

دنیای کودک را بساز 😍
@Someinasup

 

رادیو قصه کودک

خاله سمینا

قصه صوتی اختصاصی

هیراد و کفش های بادپا

❤️ این قصه تقدیم به هیراد جان خجسته نیا عزیز و مهربان سمینا ❤️

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️
اسم قصه: 
هیراد و کفش‌های بادپا
قصه‌گو: سمینا ❤️
نویسنده: سمیه صابری☘
تنظیم: رویا مومنی 🌱

 


👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

دنیای کودک را بساز 😍
@Someinasup

رادیو قصه کودک

خاله سمینا

قصه اختصاصی صوتی

بهترین کتاب‌های کودک چه ویژگی‌هایی دارند؟ راهنمای والدین برای انتخاب کتاب

بهترین کتاب‌های کودک چه ویژگی‌هایی دارند؟ راهنمای والدین برای انتخاب کتاب

انتخاب کتاب مناسب برای کودکان، یکی از راه‌های مؤثر برای آشنا کردن آن‌ها با دنیای مطالعه و ایجاد علاقه به کتاب‌خوانی است. کتاب‌ها می‌توانند به تقویت مهارت‌های کلامی، گسترش دایره واژگان، پرورش تخیل و شناخت بهتر دنیای اطراف کمک کنند. بااین‌حال، هر کتابی برای هر کودکی مناسب نیست و هنگام انتخاب باید به سن، علایق، توانایی درک و نیازهای کودک توجه کرد.

یک کتاب کودک خوب، فقط داستانی سرگرم‌کننده یا مجموعه‌ای از تصاویر رنگارنگ نیست؛ بلکه باید بتواند با دنیای کودک ارتباط برقرار کند، او را به دنبال کردن داستان علاقه‌مند سازد و فرصتی برای فکر کردن، پرسیدن و کشف کردن فراهم آورد. گاهی یک داستان ساده می‌تواند تأثیری ماندگار بر ذهن کودک بگذارد، به‌ویژه زمانی که والدین نیز در تجربه کتاب‌خوانی همراه او باشند.

در این مقاله از مجله نعنا، ویژگی‌های بهترین کتاب‌های کودک را بررسی می‌کنیم تا والدین بتوانند با شناخت معیارهای مهم، انتخاب آگاهانه‌تری داشته باشند.

بهترین کتاب‌های کودک چه ویژگی‌هایی دارند؟

برای انتخاب کتاب مناسب، باید به مجموعه‌ای از ویژگی‌ها توجه کرد. محتوای جذاب، زبان قابل‌فهم، تصاویر هماهنگ با داستان و تناسب با گروه سنی کودک، از جمله عواملی هستند که می‌توانند تجربه مطالعه را برای او لذت‌بخش‌تر کنند.

۱. تناسب با سن و توانایی درک کودک

یکی از مهم‌ترین معیارها در انتخاب کتاب کودک، توجه به گروه سنی است. کودکان در سنین مختلف، علایق، نیازها و توانایی‌های شناختی متفاوتی دارند. کتابی که برای کودک پیش‌دبستانی مناسب است، ممکن است برای دانش‌آموز سال‌های پایانی دبستان بیش از حد ساده باشد؛ همان‌طور که متن طولانی و پیچیده می‌تواند کودک خردسال را خسته کند.

برای کودکان کم‌سن‌تر، کتاب‌هایی با تصاویر فراوان، نوشته‌های کوتاه و داستان‌های ساده مناسب‌ترند. با افزایش سن، می‌توان کتاب‌هایی با متن بیشتر، شخصیت‌های متنوع‌تر و موضوعات پیچیده‌تر انتخاب کرد.

البته تنها به گروه سنی درج‌شده روی جلد اکتفا نکنید. بهتر است سطح زبان، موضوع و میزان دشواری کتاب را نیز بررسی کنید تا کودک بتواند با داستان ارتباط برقرار کند.

۲. تصاویر جذاب و هماهنگ با داستان

تصاویر نقش مهمی در کتاب‌های کودک دارند؛ به‌خصوص در کتاب‌هایی که برای خردسالان نوشته شده‌اند. کودکان از طریق تصویر می‌توانند شخصیت‌ها، مکان‌ها و اتفاقات داستان را بهتر بشناسند و ارتباط میان بخش‌های مختلف روایت را درک کنند.

تصاویر مناسب می‌توانند فهم موضوع داستان را آسان‌تر کنند، تخیل کودک را پرورش دهند، علاقه او را به ادامه مطالعه افزایش دهند و بخشی از مفاهیم را بدون توضیحات طولانی منتقل کنند.

البته جذاب بودن تصویر به معنای استفاده از رنگ‌های فراوان یا طرح‌های شلوغ نیست. تصویرسازی باید با موضوع کتاب و سن مخاطب هماهنگ باشد و به فهم داستان کمک کند.

در کتاب‌های خردسالان، تصاویر روشن و قابل‌تشخیص اهمیت بیشتری دارند. برای کودکان بزرگ‌تر نیز می‌توان کتاب‌هایی انتخاب کرد که متن بیشتری دارند و تصاویر در آن‌ها نقش مکمل داستان را ایفا می‌کنند.

۳. داستانی جذاب، خلاقانه و به‌یادماندنی

کتاب کودک باید بتواند کنجکاوی او را برانگیزد و انگیزه ادامه دادن داستان را ایجاد کند. اگر روایت بیش از اندازه طولانی باشد یا اتفاقات آن به شکلی خسته‌کننده پیش بروند، ممکن است کودک علاقه خود را از دست بدهد.

داستان مناسب، شخصیت‌های قابل‌شناسایی دارد و اتفاقات آن به شکلی پیش می‌روند که کودک دوست دارد بداند در ادامه چه رخ می‌دهد. موضوعات خلاقانه، موقعیت‌های جالب و اتفاقات متناسب با دنیای کودک می‌توانند به جذابیت داستان کمک کنند.

طنز نیز می‌تواند یکی از عناصر مؤثر در کتاب کودک باشد. موقعیت‌های بامزه و گفت‌وگوهای خنده‌دار، اگر با موضوع داستان هماهنگ باشند، تجربه خواندن را لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

جذابیت داستان فقط به سرگرم‌کننده بودن آن محدود نمی‌شود. یک کتاب علمی برای کودکان نیز می‌تواند با توضیحات روشن، مثال‌های جالب و شیوه بیان مناسب، حس کنجکاوی آن‌ها را برانگیزد.

۴. زبان ساده و قابل‌فهم

زبان کتاب باید با توانایی خواندن و درک کودک هماهنگ باشد. استفاده بیش از اندازه از جمله‌های طولانی، واژه‌های دشوار و توضیحات پیچیده می‌تواند ارتباط کودک با داستان را دشوار کند.

در کتاب‌های خردسالان، جمله‌های کوتاه و واژه‌های آشنا معمولاً مناسب‌ترند. در کتاب‌های کودکان بزرگ‌تر، می‌توان از زبان غنی‌تر و واژگان تازه استفاده کرد؛ به شرط آنکه متن همچنان قابل‌فهم باشد.

کتاب خوب می‌تواند واژه‌های جدیدی به کودک بیاموزد، اما بهتر است این واژه‌ها در بستر داستان و موقعیت‌های روشن ارائه شوند. به این ترتیب، کودک فرصت پیدا می‌کند معنی و کاربرد آن‌ها را بهتر درک کند.

۵. شروع کوتاه و پایان‌بندی مناسب

در کتاب کودک، بهتر است مقدمه بیش از اندازه طولانی نباشد. کودک برای دنبال کردن داستان به اطلاعاتی نیاز دارد که به فهم شخصیت‌ها و اتفاقات کمک کنند، اما توضیحات غیرضروری ممکن است توجه او را کاهش دهند.

معرفی شخصیت‌های اصلی، مشخص کردن موقعیت داستان و فراهم کردن زمینه‌ای برای شروع ماجرا، معمولاً برای آغاز روایت کافی است. سپس داستان می‌تواند به‌تدریج اطلاعات بیشتری در اختیار کودک قرار دهد.

پایان داستان نیز اهمیت زیادی دارد. کودک معمولاً دوست دارد بداند سرنوشت شخصیت‌ها چه می‌شود و اتفاقات چگونه به نتیجه می‌رسند. پایان‌بندی مناسب باید با فضای داستان هماهنگ باشد و تا حد امکان به پرسش‌های اصلی ایجادشده در طول روایت پاسخ دهد.

لازم نیست همه داستان‌ها دقیقاً به یک شکل پایان یابند؛ مهم این است که پایان با موضوع، گروه سنی مخاطب و مسیر روایت تناسب داشته باشد.

۶. آموزش غیرمستقیم و دوری از نصیحت مستقیم

بسیاری از والدین هنگام خرید کتاب کودک به دنبال داستان‌هایی هستند که مفاهیم اخلاقی، اجتماعی یا فرهنگی را منتقل کنند. این هدف زمانی بهتر با تجربه داستان‌خوانی همراه می‌شود که پیام کتاب به‌صورت طبیعی در دل روایت قرار گرفته باشد.

در داستان‌های مناسب کودک، شخصیت‌ها با موقعیت‌ها و مسئله‌هایی روبه‌رو می‌شوند و رفتارها و انتخاب‌هایشان می‌تواند زمینه‌ای برای فکر کردن فراهم کند. کودک از طریق دنبال کردن ماجراها، درباره رفتار شخصیت‌ها و نتیجه انتخاب‌های آن‌ها می‌اندیشد.

اگر داستان بیشتر به نصیحت مستقیم تبدیل شود و فرصت کشف و فکر کردن را از کودک بگیرد، ممکن است جذابیت خود را از دست بدهد. بنابراین، هنگام انتخاب کتاب توجه کنید که آیا پیام آن به شکل طبیعی در داستان قرار گرفته است یا روایت بیشتر بر آموزش مستقیم تکیه دارد.

۷. طراحی جلد و تعداد صفحات متناسب

ظاهر کتاب یکی از عواملی است که می‌تواند توجه کودک را جلب کند. جلدی که با موضوع داستان هماهنگ باشد، به کودک کمک می‌کند تصور اولیه‌ای از محتوای کتاب به دست آورد.

البته انتخاب کتاب نباید فقط بر اساس جلد انجام شود. بهتر است چند صفحه از کتاب را نیز بررسی کنید و به کیفیت تصاویر، خوانایی نوشته‌ها و ارتباط متن و تصویر توجه داشته باشید.

تعداد صفحات کتاب هم باید با سن مخاطب و نوع اثر تناسب داشته باشد. برای خردسالان، کتاب‌های کوتاه با تصاویر فراوان و متن محدود می‌توانند مناسب باشند. در مقابل، کودکان بزرگ‌تر ممکن است از داستان‌های طولانی‌تر و کتاب‌هایی با فصل‌های متعدد لذت ببرند.

بنابراین، نمی‌توان برای همه کتاب‌های کودک تعداد صفحات ثابتی تعیین کرد. مهم این است که حجم و ساختار کتاب با توانایی و علاقه کودک هماهنگ باشد.

چرا انتخاب کتاب مناسب برای کودکان اهمیت دارد؟

کتاب‌خوانی می‌تواند بخش مهمی از تجربه یادگیری و رشد کودک باشد. داستان‌ها و کتاب‌های مناسب، فرصت‌هایی برای آشنایی با واژه‌های تازه، شناخت موقعیت‌های مختلف و تقویت توانایی فکر کردن فراهم می‌کنند.

تقویت زبان و دایره واژگان

هنگام شنیدن داستان یا خواندن کتاب، کودک با واژه‌ها و جمله‌هایی روبه‌رو می‌شود که ممکن است در گفت‌وگوهای روزمره کمتر با آن‌ها برخورد کند. تکرار واژه‌ها در متن و گفت‌وگو درباره معنی آن‌ها می‌تواند به گسترش دایره واژگان و تقویت مهارت‌های کلامی کمک کند.

پرورش تخیل و خلاقیت

داستان‌ها کودک را با شخصیت‌ها، مکان‌ها و اتفاقات گوناگون آشنا می‌کنند. کودک می‌تواند درباره ادامه ماجرا فکر کند، پایان دیگری برای داستان تصور کند یا با الهام از تصاویر و شخصیت‌ها، داستانی تازه بسازد.

والدین می‌توانند پس از خواندن کتاب از کودک بخواهند درباره اتفاقات داستان صحبت کند یا تصورش را از ادامه ماجرا بیان کند. چنین گفت‌وگوهایی به کودک فرصت می‌دهند برداشت‌ها و ایده‌های خود را بیان کند.

تقویت تمرکز و علاقه به مطالعه

خواندن داستانی متناسب با سن و علایق کودک، فرصتی برای تمرین توجه و دنبال کردن یک روایت فراهم می‌کند. وقتی کودک از محتوای کتاب لذت ببرد، احتمال بیشتری دارد که دوباره به سراغ آن برود و به‌تدریج مطالعه را به بخشی از فعالیت‌های روزمره خود تبدیل کند.

ایجاد ارتباط عاطفی میان والدین و کودک

کتاب‌خوانی فقط فعالیتی برای یادگیری نیست؛ بلکه می‌تواند زمانی مشترک و دلپذیر برای والدین و کودک ایجاد کند. هنگام بلندخوانی، کودک صدای والدین را می‌شنود، درباره داستان سؤال می‌پرسد و احساسات و برداشت‌های خود را بیان می‌کند.

این تجربه فرصتی برای گفت‌وگو، شنیدن نظرات کودک و شناخت بهتر علایق او فراهم می‌کند.

هنگام خرید کتاب کودک چه پرسش‌هایی از خود بپرسیم؟

اگر هنگام انتخاب کتاب میان چند عنوان مردد هستید، پرسیدن چند سؤال می‌تواند تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند:

– آیا موضوع کتاب با سن، علایق و توانایی درک کودک هماهنگ است؟

– آیا زبان کتاب برای کودک قابل‌فهم است؟

– آیا تصاویر به درک داستان کمک می‌کنند؟

– آیا روایت به‌اندازه کافی جذاب است که کودک بخواهد آن را تا پایان دنبال کند؟

– آیا کتاب فرصتی برای فکر کردن، پرسیدن یا گفت‌وگو فراهم می‌کند؟

– آیا پیام‌های کتاب به شکل طبیعی در داستان قرار گرفته‌اند؟

– آیا کودک دوست دارد دوباره به این کتاب گوش دهد یا آن را بخواند؟

– آیا می‌توانم با علاقه این کتاب را برای کودک بلندخوانی کنم؟

پاسخ به این پرسش‌ها کمک می‌کند به‌جای توجه صرف به ظاهر کتاب یا توصیه دیگران، کیفیت و تناسب آن را نیز بررسی کنید.

نقش والدین در انتخاب کتاب کودک چیست؟

والدین معمولاً می‌خواهند کتابی انتخاب کنند که برای فرزندشان مفید باشد؛ اما گاهی ممکن است علاقه و هدف خود را بر علاقه کودک مقدم بدانند. درحالی‌که یکی از نکات مهم در انتخاب کتاب، توجه به سلیقه و واکنش خود کودک است.

می‌توانید ابتدا چند کتاب مناسب را بررسی کنید و سپس گزینه‌های مختلفی را در اختیار فرزندتان قرار دهید. همچنین رفتن به کتاب‌فروشی یا نمایشگاه کتاب همراه کودک، فرصتی فراهم می‌کند تا او جلدها را ببیند، درباره موضوع‌ها سؤال بپرسد و علاقه خود را نشان دهد.

در این مسیر، بهتر است به‌جای اجبار کودک به انتخاب کتاب موردعلاقه شما، او را راهنمایی کنید. می‌توانید درباره موضوع داستان، تصاویر و شخصیت‌ها با او صحبت کنید و به او فرصت دهید نظرش را بیان کند.

اگر کودک کتابی را انتخاب کرد که با سلیقه شما متفاوت است، ابتدا تلاش کنید دلیل علاقه او را بفهمید. نزدیک شدن به علایق کودک، در کنار راهنمایی آگاهانه والدین، می‌تواند تجربه کتاب‌خوانی را دلپذیرتر کند.

جمع‌بندی؛ کتاب خوب کودک، کتابی متناسب با دنیای اوست

بهترین کتاب‌های کودک آثاری هستند که میان محتوای جذاب، زبان قابل‌فهم، تصویرسازی مناسب و نیازهای گروه سنی مخاطب تعادل برقرار می‌کنند. چنین کتاب‌هایی می‌توانند به تقویت زبان، گسترش دایره واژگان، پرورش تخیل و ایجاد علاقه به مطالعه کمک کنند.

برای انتخاب کتاب مناسب، فقط به جلد زیبا یا پیام آموزشی آن توجه نکنید. موضوع داستان، کیفیت روایت، ارتباط متن و تصویر، حجم مطالب و علاقه کودک نیز اهمیت دارند. همچنین مشارکت دادن کودک در انتخاب کتاب می‌تواند به او کمک کند سلیقه خود را بشناسد و ارتباط شخصی‌تری با مطالعه برقرار کند.

در نهایت، کتاب‌خوانی زمانی به تجربه‌ای ارزشمند تبدیل می‌شود که کودک از آن لذت ببرد و فرصت داشته باشد درباره آن فکر کند، سؤال بپرسد و برداشت خودش را بیان کند. گاهی انتخاب کتابی متناسب با علایق کودک و خواندن چند صفحه در کنار او، می‌تواند شروعی ساده برای شکل‌گیری رابطه‌ای ماندگار با دنیای کتاب باشد.

 

 

داریوی قهرمان و عنکبوت ستاره باف

❤️ این قصه تقدیم به داریو جان نوبختی عزیز و مهربان سمینا ❤️

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️
اسم قصه:  داریوی قهرمان و عنکبوت ستاره باف
قصه‌گو: سمینا ❤️
نویسنده: سمیه صابری☘
تنظیم: رویا مومنی 🌱

 


👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

دنیای کودک را بساز 😍
@Someinasup

 

رادیو قصه 

ماجراجویی تیکی ، چرخ دنده کوچولوی کنجکاو

اسم قصه: ماجراجویی تیکی ، چرخ دنده کوچولوی کنجکاو
قصه گو : سمینا❤️
نویسنده: سمیه صابری🍀
تنظیم: رویا مومنی🌱
گروه سنی : ۱ تا ۷  سال
موضوع : شجاعت ، کنجکاوی و بازگشت به خانه
@Someinasup

متن قصه

در یک اتاقِ قدیمی و دنج، روی یک میزِ چوبی بزرگ، یک ساعتِ ایستاده‌ی بسیار قدیمی زندگی می‌کرد. این ساعت، قلبی از آهن داشت و داخلش، ده‌ها چرخ‌دنده با اندازه‌های مختلف، مثل سربازهای منظم، پشت سر هم می‌چرخیدند تا ساعت را جلو ببرند.
بین تمام آن‌ها، یک چرخ‌دنده بسیار کوچک و براق به نام «تیکی» زندگی می‌کرد. تیکی خیلی کوچک بود، اما چشم‌های براقی داشت که همیشه دنبال چیزهای جدید می‌گشت.
تیکی هر روز با صدای منظم می‌گفت: «تیک… تک… تیک… تک…» و با دوستانش می‌چرخید. اما یک روز، تیکی از خودش پرسید: «یعنی بیرون از این ساعتِ بزرگ، چه خبر است؟ آیا دنیا هم مثل ما می‌چرخد؟»
دوست بزرگ تیکی، یعنی «چرخ‌دنده پیر و بزرگ»، با صدای بم و آرام گفت: «تیکی جان، ما وظیفه داریم فقط بچرخیم تا زمان جلو برود. بیرون از اینجا، فقط تاریکی و سکوت است!»
اما تیکی کنجکاو بود. او می‌خواست دنیا را ببیند.
یک شب، وقتی ماهِ نقره‌ای در آسمان می‌درخشید و همه در اتاق خواب بودند، یک اتفاق عجیب افتاد! یک جرقه کوچک از یک جرقه جادویی در اتاق پرید و تیکی را از جای خود کمی تکان داد. تیکی، در یک لحظه، از بین چرخ‌دنده‌ها لغزید، از روی چرخ‌دنده بزرگ پایین آمد و… تپ! روی فرشِ نرم و آبیِ اتاق افتاد.
تیکی حالا بیرون بود! او روی فرش که مثل یک جنگل بزرگ و نرم بود، راه می‌افتاد.
تیکی با خودش گفت. «وااای! چقدر اینجا بزرگ است!»
او به سمت پنجره حرکت کرد. در راه، با یک «کلاف پشمیِ قرمز» برخورد کرد. کلاف فکر کرد تیکی یک بازیچه است و سعی کرد دور او بچرخد. تیکی با هیجان می‌دوید و می‌گفت: «ای وای! مرا دنبال نکن کلافِ پشمی!»
بالاخره تیکی به زیر پنجره رسید. از آنجا، منظره‌ای را دید که تا حالا ندیده بود. او آسمان را دید که پر از ستاره‌های درخشان بود، انگار هزاران چراغ کوچک در آسمان روشن شده باشند. او ماه را دید که مثل یک پنکیک بزرگ و سفید، در آسمان می‌درخشید.
تیکی با هیجان فریاد زد: «نگاه کنید! آسمان هم مثل ما می‌چرخد! ستاره‌ها هم مثل ما می‌چرخند!»
اما ناگهان، تیکی کمی ترسید. او تنها بود و خیلی کوچک. او دلش برای صدای منظم «تیک… تک…» دوستانش تنگ شده بود. او می‌خواست برگردد، اما چطور؟ او خیلی کوچک بود و راه برگشت را بلد نبود.
در همان لحظه، یک «موشِ کوچولو با چشم‌های درشت» از زیر کمد بیرون آمد. موش کوچولو دید که یک چرخ‌دنده کوچک و تنها دارد می‌لرزد.
موش پرسید: «تو کجایی کوچولو؟ چرا اینجا تنها هستی؟»
تیکی گفت: «من تیکی هستم، می‌خواستم دنیا را ببینم، اما حالا می‌خواهم به خانه‌ام برگردم.»
موش مهربان گفت: «نگران نباش! من می‌دانم چطور به میز برسی. بیا پشت من بمان!»
موش کوچولو، تیکی را روی پشت خود گذاشت. آن‌ها از روی کوه‌هایِ کتاب، از میان جنگلِ اسباب‌بازی‌ها و از زیر پلِ مدادهای رنگی گذشتند. تیکی هیجان‌زده بود! او دید که مدادهای رنگی مثل رنگین‌کمان کنار هم خوابیده‌اند و عروسک‌ها مثل سربازهای مهربان نشسته‌اند.
بالاخره، آن‌ها به پای میز چوبی رسیدند. موش، تیکی را با کمک یک قلمِ خوش‌گل به سمت بالا هل داد. تیکی با تلاش زیاد، بالا و بالا رفت تا اینکه… پاپ! درست در جای قبلی خودش، بین چرخ‌دنده‌ها، قرار گرفت.
چرخ‌دنده پیر و بزرگ با مهربانی به او نگاه کرد و گفت: «خوش برگشتی تیکی! دنیا را دیدی؟»
تیکی با لبخندی بزرگ و چشم‌هایی که از دیدن ستاره‌ها برق می‌زد، گفت: «بله! دنیا خیلی بزرگ، رنگارنگ و جادویی است. اما هیچ‌جا مثل خانه‌ی گرم و صدای منظم ما نیست!»
تیکی دوباره با شادی شروع کرد به چرخیدن: «تیک… تک… تیک… تک…» و آن شب، در حالی که خوابِ ماجراجویی‌های جدیدش را می‌دید، با آرامش چرخید.

رادیو قصه کودک
خاله سمینا

 

نیک و شکستِ «اِدیِ کثیف» در نورفولک

❤️ این قصه تقدیم به نیک جان سادات صفوی عزیز و مهربان سمینا ❤️🍭

امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️

اسم قصه:  نیک و شکستِ «اِدیِ کثیف» در نورفولک

قصه‌گو: سمینا ❤️

نویسنده: سمیه صابری☘

تنظیم: رویا مومنی 🌱

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏دنیای کودک را بساز

😍@Someinasup

رادیو قصه کودک

قصه اختصاصی صوتی

ماجرای فین فین و حباب‌های‌رنگی

اسم قصه: ماجرای فین فین و حباب‌های‌رنگی
قصه گو : سمینا❤️
نویسنده: سمیه صابری🍀
تنظیم: رویا مومنی🌱
گروه سنی : ۱ تا ۷  سال
موضوع: عزت نفس

آدرس کانال تلگرام👇

https://t.me/childrenradio

رادیو قصه کودک
خاله سمینا

متن قصه

یکی بود، یکی نبود. در یک دشت پر از گل، موجود کوچولوی خیلی مهربانی زندگی می‌کرد به اسم «فین‌فین». فین‌فین یک «حباب‌سازِ کوچولو» بود. او می‌توانست با فوت کردن، حباب‌های خیلی قشنگ و رنگی درست کند.

اما فین‌فین یک غصه داشت. همه دوستانش در دشت، کارهای بزرگ انجام می‌دادند:

زنبورها عسل‌های طلایی درست می‌کردند، پروانه‌ها با بال‌های رنگی‌شان همه را سرگرم می‌کردند و مورچه‌ها هم قوی بودند و تپه‌های بزرگ می‌ساختند.

فین‌فین با خودش فکر می‌کرد: «من که نه عسل دارم، نه بال‌های بزرگ و نه زور زیاد. من فقط می‌توانم چند تا حبابِ سبک و زودگذر درست کنم که زود می‌ترکند. حتماً من هیچ استعدادی ندارم!»

برای همین، همیشه گوشه‌ای می‌نشست

برای همین، همیشه گوشه‌ای می‌نشست و خیلی کم حباب درست می‌کرد.

یک روز گرمِ گرم، خورشید خانم خیلی داغ شده بود. حیوان‌های دشت از گرما خسته و بی‌حال شده بودند. آن‌ها کنار برکه جمع شدند، اما برکه خیلی داغ بود و هیچ‌کس نمی‌توانست بخندد.

فین‌فین که دوست نداشت دوستانش را ناراحت ببیند، تصمیم گرفت یک کاری کند. او شروع کرد به فوت کردن!

فوت… فوت… فوت…

هزاران حبابِ بزرگ و کوچک از دهانِ کوچک او بیرون آمد. حباب‌ها توی هوا رقصیدند. وقتی نور خورشید به حباب‌ها خورد، مثل الماس‌های رنگی درخشیدند. آن‌قدر زیبا بودند که بچه‌ها شروع کردند به خندیدن و دنبال حباب‌ها دویدن.

حباب‌ها مثل یک چترِ خنک و رنگی بالای سرِ همه قرار گرفتند و سایه‌ی کمی ایجاد کردند که هوا را خنک‌تر کرد. همه حیوان‌ها با شادی فریاد زدند

خنک‌تر کرد. همه حیوان‌ها با شادی فریاد زدند: «وای! چه حباب‌های قشنگی! فین‌فین، تو ما را خیلی خوشحال کردی!»

فین‌فین که تا آن روز فکر می‌کرد حباب‌هایش به هیچ دردی نمی‌خورند، با تعجب گفت: «واقعاً؟ حباب‌های من مفید هستند؟»

بزرگترِ دشت، خانمِ جغد دانا، جلو آمد و گفت: «بله فین‌فین! هر کسی یک هنری دارد. تو با حباب‌هایت شادی و خنکی به ما دادی. تو برای اینکه خودت باشی، خیلی باارزشی!»

از آن روز، فین‌فین دیگر فکر نمی‌کرد که کوچک یا ضعیف است. او فهمید که حتی کارهای کوچک هم می‌توانند خیلی مهم باشند. حالا او با افتخار در دشت راه می‌رفت و هر روز زیباترین حباب‌های دنیا را برای دوستانش می‌ساخت.

پیام داستان برای کودک:

عزیزم، تو هم مثل فین‌فین کارهای قشنگی بلدی که مخصوصِ خودِ توست. لازم نیست مثل بقیه باشی تا باارزش باشی. هر کاری که تو انجام می‌دهی، چون تو آن را انجام داده‌ای، خیلی خاص و دوست‌داشتنی است!

 

ماجرای خرگوش کوچولو وگوش‌های بلندش

اسم قصه: ماجرای خرگوش کوچولو وگوش‌های بلندش
قصه گو : سمینا❤️
نویسنده: سمیه صابری🍀
تنظیم: رویا مومنی🌱
گروه سنی : ۱ تا ۷  سال
موضوع: عزت نفس

آدرس کانال تلگرام👇

https://t.me/childrenradio

متن قصه

ماجرای خرگوش کوچولو و گوش‌های بلندش

یکی بود، یکی نبود،
در یک جنگل سرسبز، خرگوش کوچولویی به نام پشمالو زندگی می‌کرد.
پشمالو مهربان و بازيگوش بود، اما یک چیز را خیلی دوست نداشت: گوش‌های بلندش. هر بار که خودش را در آب برکه می‌دید، آرام می‌گفت:
«کاش گوش‌هایم مثل بعضی حیوانات کوتاه بود.»

یک روز صبح، دوستش لاک‌پشت کوچولو گفت:
«پشمالو، بیا با هم برویم توی جنگل و از درخت توت، توت‌های خوشمزه بچینیم.»
پشمالو و لاک‌پشت با هم راه افتادند. آنها از یک چمنزار گذشتند و به یک دشت باز رسیدند.
بعد از آن، باید از کنار درختان بلند رد می‌شدند تا به درخت توت برسند. وقتی راه می‌رفتند، پشمالو ناگهان با گوش‌های بلندش صدای وزوز زنبورها را از دور شنید. او ایستاد و گفت: «صبر کن لاکی، تا من صدای زنبورها را می‌شنوم، بهتر است از این راه نرویم. بیایید از مسیر کنار تپه برویم.» لاکی گفت: «آفرین پشمالو! چه خوب که زود فهمیدی.» پس آنها مسیرشان را عوض کردند و از کنار تپه رفتند. آنها به مسیرشان ادامه دادند تا به درخت توت رسیدند، آنجا امن بود و و زنبورها دیگر نزدیک نبودند چون دورتر از کندوی زنبورها می‌گذشت.

پشمالو با گوشهاى بلندش خوب گوش داد، شاخه ى پر از توت را پيداكرد و باكمک لاك پشت، توتها را چيدند،
لاك پشت با خوشحالى گفت:
پشمالو گوشهاى تو خيلى هم خوب اند. اگرآنها نبودند، ما شايد نزديك زنبورها میرفتيم.،
پشمالو لبخند زد،
براى اولين باراحساس كرد گوشهايش عيب نيستند، بلكه يك توانايى ويژه هستند.
او فهميد
هركسى ويژگی هاى خاص خودش را دارد، و همان ويژگی ها او را دوستداشتنى و ارزشمند مى كنند،
از اون روز به بعد، پشمالو وقتى گوش هايش را می ديد، ديگر ناراحت نمی‌شد.
او با خودش مى گفت:
من همينطورى كه هستم ، خوب و دوستﺩاشتنی ام
خرگوش کوچولوی دوست داشتنی با گوش‌های دراز

🍀رادیو قصه کودک
🍀خاله سمینا

 

مهراد از همه قوی‌تره

❤️ این قصه تقدیم به مهراد جان نعمتیان عزیز و مهربان سمینا ❤️🍭

امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️

اسم قصه:  مهراد از همه قوی‌تره

قصه‌گو: سمینا ❤️

نویسنده: راضیه احمدی☘

تنظیم: رویا مومنی 🌱

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏دنیای کودک را بساز 😍

@someina

رادیو قصه کودک

  1.  

قصه اختصاصی