آرنیک و دوست دینگ دانگی اش

❤️ این قصه تقدیم به آرنیک جان واحدی زاده عزیز و مهربان سمینا ❤️

 

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️

اسم قصه:  آرنیک و دوست دینگ دانگی اش

قصه‌گو: سمینا ❤️

نویسنده: راضیه احمدی ☘

تنظیم: رویا مومنی 🌱

 

 

 

 

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

 

دنیای کودک را بساز 😍

@Someinasup

 

 

رادیو قصه کودک

قصه اختصاصی صوتی

 

ماجرای فین فین و حباب‌های‌رنگی

اسم قصه: ماجرای فین فین و حباب‌های‌رنگی
قصه گو : سمینا❤️
نویسنده: سمیه صابری🍀
تنظیم: رویا مومنی🌱
گروه سنی : ۱ تا ۷  سال
موضوع: عزت نفس

آدرس کانال تلگرام👇

https://t.me/childrenradio

رادیو قصه کودک
خاله سمینا

متن قصه

یکی بود، یکی نبود. در یک دشت پر از گل، موجود کوچولوی خیلی مهربانی زندگی می‌کرد به اسم «فین‌فین». فین‌فین یک «حباب‌سازِ کوچولو» بود. او می‌توانست با فوت کردن، حباب‌های خیلی قشنگ و رنگی درست کند.

اما فین‌فین یک غصه داشت. همه دوستانش در دشت، کارهای بزرگ انجام می‌دادند:

زنبورها عسل‌های طلایی درست می‌کردند، پروانه‌ها با بال‌های رنگی‌شان همه را سرگرم می‌کردند و مورچه‌ها هم قوی بودند و تپه‌های بزرگ می‌ساختند.

فین‌فین با خودش فکر می‌کرد: «من که نه عسل دارم، نه بال‌های بزرگ و نه زور زیاد. من فقط می‌توانم چند تا حبابِ سبک و زودگذر درست کنم که زود می‌ترکند. حتماً من هیچ استعدادی ندارم!»

برای همین، همیشه گوشه‌ای می‌نشست

برای همین، همیشه گوشه‌ای می‌نشست و خیلی کم حباب درست می‌کرد.

یک روز گرمِ گرم، خورشید خانم خیلی داغ شده بود. حیوان‌های دشت از گرما خسته و بی‌حال شده بودند. آن‌ها کنار برکه جمع شدند، اما برکه خیلی داغ بود و هیچ‌کس نمی‌توانست بخندد.

فین‌فین که دوست نداشت دوستانش را ناراحت ببیند، تصمیم گرفت یک کاری کند. او شروع کرد به فوت کردن!

فوت… فوت… فوت…

هزاران حبابِ بزرگ و کوچک از دهانِ کوچک او بیرون آمد. حباب‌ها توی هوا رقصیدند. وقتی نور خورشید به حباب‌ها خورد، مثل الماس‌های رنگی درخشیدند. آن‌قدر زیبا بودند که بچه‌ها شروع کردند به خندیدن و دنبال حباب‌ها دویدن.

حباب‌ها مثل یک چترِ خنک و رنگی بالای سرِ همه قرار گرفتند و سایه‌ی کمی ایجاد کردند که هوا را خنک‌تر کرد. همه حیوان‌ها با شادی فریاد زدند

خنک‌تر کرد. همه حیوان‌ها با شادی فریاد زدند: «وای! چه حباب‌های قشنگی! فین‌فین، تو ما را خیلی خوشحال کردی!»

فین‌فین که تا آن روز فکر می‌کرد حباب‌هایش به هیچ دردی نمی‌خورند، با تعجب گفت: «واقعاً؟ حباب‌های من مفید هستند؟»

بزرگترِ دشت، خانمِ جغد دانا، جلو آمد و گفت: «بله فین‌فین! هر کسی یک هنری دارد. تو با حباب‌هایت شادی و خنکی به ما دادی. تو برای اینکه خودت باشی، خیلی باارزشی!»

از آن روز، فین‌فین دیگر فکر نمی‌کرد که کوچک یا ضعیف است. او فهمید که حتی کارهای کوچک هم می‌توانند خیلی مهم باشند. حالا او با افتخار در دشت راه می‌رفت و هر روز زیباترین حباب‌های دنیا را برای دوستانش می‌ساخت.

پیام داستان برای کودک:

عزیزم، تو هم مثل فین‌فین کارهای قشنگی بلدی که مخصوصِ خودِ توست. لازم نیست مثل بقیه باشی تا باارزش باشی. هر کاری که تو انجام می‌دهی، چون تو آن را انجام داده‌ای، خیلی خاص و دوست‌داشتنی است!

 

ماجرای خرگوش کوچولو وگوش‌های بلندش

اسم قصه: ماجرای خرگوش کوچولو وگوش‌های بلندش
قصه گو : سمینا❤️
نویسنده: سمیه صابری🍀
تنظیم: رویا مومنی🌱
گروه سنی : ۱ تا ۷  سال
موضوع: عزت نفس

آدرس کانال تلگرام👇

https://t.me/childrenradio

متن قصه

ماجرای خرگوش کوچولو و گوش‌های بلندش

یکی بود، یکی نبود،
در یک جنگل سرسبز، خرگوش کوچولویی به نام پشمالو زندگی می‌کرد.
پشمالو مهربان و بازيگوش بود، اما یک چیز را خیلی دوست نداشت: گوش‌های بلندش. هر بار که خودش را در آب برکه می‌دید، آرام می‌گفت:
«کاش گوش‌هایم مثل بعضی حیوانات کوتاه بود.»

یک روز صبح، دوستش لاک‌پشت کوچولو گفت:
«پشمالو، بیا با هم برویم توی جنگل و از درخت توت، توت‌های خوشمزه بچینیم.»
پشمالو و لاک‌پشت با هم راه افتادند. آنها از یک چمنزار گذشتند و به یک دشت باز رسیدند.
بعد از آن، باید از کنار درختان بلند رد می‌شدند تا به درخت توت برسند. وقتی راه می‌رفتند، پشمالو ناگهان با گوش‌های بلندش صدای وزوز زنبورها را از دور شنید. او ایستاد و گفت: «صبر کن لاکی، تا من صدای زنبورها را می‌شنوم، بهتر است از این راه نرویم. بیایید از مسیر کنار تپه برویم.» لاکی گفت: «آفرین پشمالو! چه خوب که زود فهمیدی.» پس آنها مسیرشان را عوض کردند و از کنار تپه رفتند. آنها به مسیرشان ادامه دادند تا به درخت توت رسیدند، آنجا امن بود و و زنبورها دیگر نزدیک نبودند چون دورتر از کندوی زنبورها می‌گذشت.

پشمالو با گوشهاى بلندش خوب گوش داد، شاخه ى پر از توت را پيداكرد و باكمک لاك پشت، توتها را چيدند،
لاك پشت با خوشحالى گفت:
پشمالو گوشهاى تو خيلى هم خوب اند. اگرآنها نبودند، ما شايد نزديك زنبورها میرفتيم.،
پشمالو لبخند زد،
براى اولين باراحساس كرد گوشهايش عيب نيستند، بلكه يك توانايى ويژه هستند.
او فهميد
هركسى ويژگی هاى خاص خودش را دارد، و همان ويژگی ها او را دوستداشتنى و ارزشمند مى كنند،
از اون روز به بعد، پشمالو وقتى گوش هايش را می ديد، ديگر ناراحت نمی‌شد.
او با خودش مى گفت:
من همينطورى كه هستم ، خوب و دوستﺩاشتنی ام
خرگوش کوچولوی دوست داشتنی با گوش‌های دراز

🍀رادیو قصه کودک
🍀خاله سمینا

 

باغ ابرها

❤️ این قصه تقدیم به دلوین جان و سام جان موسوی عزیز و مهربان سمینا ❤️

 

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای شما باشه عزیزای دل❤️

اسم قصه:  باغ ابرها

قصه‌گو: سمینا ❤️

نویسنده: راضیه احمدی☘

تنظیم: رویا مومنی 🌱

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

 

دنیای کودک را بساز 😍❤️

@Someinasup

رادیو قصه کودک

قصه اختصاصی صوتی

هفت خان رستا

❤️ این قصه تقدیم به رستا جان عزت تبار عزیز و مهربان سمینا ❤️🍭

امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️

اسم قصه:  هفت خان رستا

قصه‌گو: سمینا ❤️

نویسنده: راضیه احمدی☘

تنظیم: رویا مومنی 🌱

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏دنیای کودک را بساز 😍

@Someinasup

رادیو قصه کودک

قصه اختصاصی صوتی

ویهان در سفر به کهکشان‌ها

❤️ این قصه تقدیم به ویهان جان رحیمی عزیز و مهربان سمینا ❤️

 

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️

اسم قصه: ویهان در سفر به کهکشان ها

قصه‌گو: سمینا ❤️

نویسنده: راضیه احمدی☘

تنظیم: رویا مومنی 🌱

 

با قابلیت پخش و استفاده در واتس اپ

 

 

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

 

دنیای کودک را بساز 😍

رادیو قصه کودک

قصه اختصاصی صوتی

 

🆔 @childrenradio

بهراد قهرمان

❤️ این قصه تقدیم به بهراد جان اسدی عزیز و مهربان سمینا ❤️

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️
اسم قصه: بهراد قهرمان
قصه‌گو: سمینا ❤️
نویسنده: ناهید پور زرین☘
تنظیم: رویا مومنی 🌱

با قابلیت پخش و استفاده در واتس اپ


👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

دنیای کودک را بساز 😍

 

🆔 @childrenradio

❤️رادیو قصه کودک
❤️خاله سمینا

🍀قصه اختصاصی صوتی از اینجا سفارش دهید

شهریار مهربان

❤️ این قصه تقدیم به شهریار جان فرج نیا عزیز و مهربان سمینا ❤️

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️
اسم قصه:  شهریار قهرمان
قصه‌گو: سمینا ❤️
نویسنده: ناهید پورزرین☘
تنظیم: رویا مومنی 🌱

با قابلیت پخش و استفاده در واتس اپ


👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

دنیای کودک را بساز 😍

 

🆔 @childrenradio

❤️رادیو قصه کودک
❤️خاله سمینا

🍀قصه اختصاصی صوتی از اینجا سفارش دهید

جانان و تولد یلدایی

❤️ این قصه تقدیم به جانان جان عیسی پور عزیز و مهربان سمینا ❤️

 

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️

اسم قصه: جانان و تولد یلدایی

قصه‌گو: سمینا ❤️

نویسنده: ناهید پورزرین☘

تنظیم: رویا مومنی 🌱

 

با قابلیت پخش و استفاده در واتس اپ

 

 

👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

 

دنیای کودک را بساز 😍

 

 

 

🆔 @childrenradio

 

❤️رادیو قصه کودک

❤️خاله سمینا

 

🍀قصه اختصاصی صوتی از اینجا سفارش دهید

آرتین در سرزمین قصه ها

❤️ این قصه تقدیم به آرتین جان رستمی عزیز و مهربان سمینا ❤️

🍭امیدوارم بهترین‌ها برای تو باشه عزیز دل❤️
اسم قصه: آرتین در سرزمین قصه ها
قصه‌گو: سمینا ❤️
نویسنده: راضیه احمدی☘
تنظیم: رویا مومنی 🌱

با قابلیت پخش و استفاده در واتس اپ


👌👌موضوع و محوریت قصه به در خواست  مامان و بابا 👏👏

دنیای کودک را بساز 😍

پشتیبانی:
🆔 @mhdsab

🆔 @childrenradio


☆رادیو قصه کودک
خاله سمینا
قصه اختصاصی صوتی