فیل کوچولو کاری می کند که نترسد + قصه کودکانه صوتی

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)

اسم قصه: فیل کوچولو کاری می کند که نترسد

نویسنده: زوزا و ربوآ😉
قصه گو: سمینا ❤️

تدوین: استودیو صدا 

Farahmand_Hamed@

گروه سنی: الف، ب

آدرس تلگرامی ما:

@childrenradio.

رادیو قصه برای کودکان شما انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه صوتی با صدای خاله سمینا آماده کرده است.

هرچیزی الی فیل کوچولوعه قصه مارو نگران می کرد، اون از خیلی چیزا می ترسید و احساس ناراحتی می کرد، البته الی سعی می کرد منظم باشه تا نگرانی ها و ناراحتی هاش کمتر بشن، اون دوست داشت توی اتاق خوابش تمام لباساشو توی ردیف های منظم آویزان کنه، دوست داشت وقت زیادیو صرف کنه تا همه صدف ها و سنگ هایی رو که جمع کرده بود مرتب توی قفسه بچینه…

مو فرفری و مو قرمزی + قسمت دوم

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: مو فرفری و مو قرمزی + قسمت دوم
نویسنده: مژگان شیخی

قصه گو: سمینا❤️

آدرس تلگرامی ما:
? @childrenradio.

بچه های عزیز برای شنیدن قصه های صوتی کودکانه و قصه شب با صدای خاله سمینا برای گروه های سنی (الف، ب، ج) به سایت رادیو قصه کودکانه مراجعه کنید.

اون تمام راهو دوید تا به خونه رسید با عجله درو باز کرد و به اتاقش رفت، دمپایی هارو با حرص درآورد اونا رو یک گوشه ای پرت کرد و گفت: به خاطر اینا آبروم رفت پیش مهمونا وای که چقد منو مسخره کردنو خندیدن بعد با عجله به دنبال کفشاش گشت اما همه چیز به هم ریخته بود و معلوم نبود هر چیزی کجاست. لنگای رنگارنگ جوراب این طرف و اون طرف افتاده بود. آستین پیراهنی از گوشه کشو آویزون بود، لنگه ی شلواری از کمد بیرون افتاد بود، جعبه ها و کمدها وسط اتاق پخش بود…

مو فرفری و مو قرمزی + قسمت اول

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: مو فرفری و مو قرمزی + قسمت اول
نویسنده: مژگان شیخی

قصه گو: سمینا❤️

آدرس تلگرامی ما:
? @childrenradio.

بچه های عزیز برای شنیدن قصه های صوتی کودکانه و قصه شب با صدای خاله سمینا برای گروه های سنی (الف، ب، ج) به سایت رادیو قصه کودکانه مراجعه کنید.

یکی بود یکی نبود، توی شهر آدم کوچولوها دو تا کوتوله بودن، اسم یکی مو فرفری بود و اون یکی دیگه مو قرمزی. اونا یک خونه کوچولو داشتن و با هم توی اون زندگی می کردن، مو فرفری مرتب و مو قرمزی نامرتب بود. اتاق مو فرفری تمیز و منظم بود ولی اتاق مو قرمزی کثیف و درهم برهم. برای همین این دوتا  همیشه با هم دعوا داشتن و از دست هم عصبانی بودن. مو قرمزی هر روز صبح بعد از مو فرفری از خونه بیرون می رفت. اون تو خونه ی یک کوتوله دیگه به نام …

فرار از جنگل + قصه صوتی کودکانه

گوش کنید:

سمینا:
قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: فرار از جنگل
نویسنده: مرتضی عبدالوهابی 
قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: ۷تا ۱۰سال

آدرس تلگرامی ما:
🆔 @childrenradio..

رادیو قصه برای کودکان شما، انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه   و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا آماده کرده است. 

جنگل آتش گرفته بود، حیوونا با عجله در حال فرار بودند، نزدیک بود حیوونای کوچیک زیر دست و پای حیوونای بزرگ له بشند، موش کور سرشو از لونه بیرون آورد، گوشاشو تیز کرد، صدای داد و فریاد حیوونا رو شنید، اما جایی رو نمیدید. باد گرمای آتش را به صورتش زد. موش کور که ترسیده بود آروم گفت: این جا چه خبره، کسی جوابشو نداد، این بار با صدای بلند سوالشو تکرار کرد، میگم اینجا چه خبره …

اسبی که دنبال سوارکار میگشت + قصه کودکانه صوتی

گوش کنید:

سمینا:
قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: اسبی که دنبال سوارکار میگشت
نویسنده: فریبا کلهر
قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: ۷تا ۱۰سال

آدرس تلگرامی ما:
🆔 @childrenradio..

رادیو قصه برای کودکان شما، انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه   و قصه صوتی کودکانه با صدای خاله سمینا آماده کرده است.

اسب های وحشی دوست ندارند که کسی سوارشون بشه، هرکی هم جرعت کنه و سوارشون بشه، اون قدر لنگ و لگد می ندازن که سوارکارو پرت می کنن پایین و یک لگدم به اون می اندازند، اما سیاه و سفید اسبی بود که دنبال سوارکار میگشت، دوست داشت کسیو پیدا کنه و به اون سواری بده، دوست داشت با سوارکارش از روی پرچینا بپره و یا توی علف زار بدود، اما هر سوارکاری قد و قواره ی اونو می دید می ترسید و …    

توپ قرمز + قصه صوتی کودکانه بهاره

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: توپ قرمز

قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: ب،ج

آدرس تلگرامی ما:

🆔 @childrenradio..

رادیو قصه برای کودکان شما  در ایام تعطیلات نوروز، انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه نوروزی  و قصه صوتی کودکانه بهاره با صدای خاله سمینا آماده کرده است.

خرگوشا روی علفای جنگل بازی می کردن، که ناگهان یکی از اونا با صدای بلند گفت: بچه ها اونجا رو نگاه کنید، یک چیز گرد و قرمز اونجاست. خرگوش دومی نگاه کرد و گفت: خیلی دلم می خواد اونو از نزدیک ببینم. خرگوش سوم گفت: نه، جلو نری خطر داره، ممکنه یک جونور درنده باشه. خرگوشا با ترس و لرز جلو رفتن، از پشت بوته با دقت اون چیز عجیبو نگاه کردن، و بعد همگی زدن زیر خنده.  یکی از خرگوشا گفت: ان که فقط یک توپه…

لحاف ننه سرما + قصه صوتی تعطیلات نوروز

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: لحاف ننه سرما
نویسنده: فریبا کلهر و سرور کتبی😍
قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: ب،ج

آدرس تلگرامی ما:

🆔 @childrenradio..

رادیو قصه برای کودکان شما  در ایام تعطیلات نوروز، انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه نوروزی  و قصه صوتی کودکانه بهاره با صدای خاله سمینا آماده کرده است.

هوا سرد بود، ننه سرما کجا بود، توی آسمون، چیکار می کرد، تند و تند لحافشو توی هوا می تکاند، ننه سرما لحافشو تکان می داد، اما نمیدونست لحاف سوراخه و پنبه ها ریزه ریزه از اون بیرون می ریزن،  طفلکی ننه سرما، ننه سرما همینطوری لحافو می تکاند. و پنبه ها همینطور از سوراخ لحاف می ریختن، ننه سرما یک دفعه حس کرد لحاف توی دستش سبک شده، همه پنبه ها پایین ریخته بودن…

جشن تولد + قصه کودکانه نوروزی

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: جشن تولد
نویسنده: جعفر ابراهیمی 
قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: ب،ج

آدرس تلگرامی ما:

🆔 @childrenradio..

رادیو قصه برای کودکان شما  در ایام تعطیلات نوروز، انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه نوروزی  و قصه صوتی کودکانه بهاره با صدای خاله سمینا آماده کرده است.

درخت گیلاس غرق شکوفه شده بود، خانوم مرغه  نگاهی به درخت گیلاس کرد و ناگهان چیزی به یادش اومد و با خوشحالی قدقدقودایی کرد گفت: قدقدقودا امروز روز تولد منه. کبوتر خانوم گفت: بق بقو از کجا میدونی که امروز روز تولدته. خانوم مرغه گفت: قدقد قودا تو روزی که من به دنیا اومده بودم درخت گیلاس مثل امرروز پر از شکوفه بود قدقد قودا. در این موقع خروس پر طلایی هم قوقولی قوقول کرد گفت: قوقولی قوقول تولدت مبارک همسر عزیزم قوقولی قوقول کم کم تمام …

فرفره ی فری + قصه شب کودک

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: فرفره ی فری
نویسنده: فریبا کلهر و سرور کتبی😍
قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: ب،ج

آدرس تلگرامی ما:

🆔 @childrenradio..

رادیو قصه برای کودکان شما انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه صوتی با صدای خاله سمینا آماده کرده است.

فرفره ی آبی دور خودش چرخید و چرخید و چرخید  تا این که تلو تلو خورد و سرش بامبی به دیوار خورد، دردش گرفت، داشت می افتاد تا این که خودشو به پسری رسوند، به اون گفت: یک فرم بده. پسر فرفره رو فر داد. فرفره که سرش درد می کرد، دور خودش چرخید و چرخید و از خونه بیرون رفت. همین طور چرخید و چرخید دوباره تلو تلو خورد به چپ و به راست رفت، یهو بامب به سنگ بزرگی خورد. بدنش درد گرفت داشت می افتاد که …

چتر سفید خال دار + قصه کودکانه صوتی

گوش کنید:

قصه شب (رادیو قصه)
اسم قصه: چتر سفید خال دار
نویسنده: فریبا کلهر و سرور کتبی😍
قصه گو: سمینا ❤️
گروه سنی: ب،ج

آدرس تلگرامی ما:

🆔 @childrenradio..

رادیو قصه برای کودکان شما انواع داستان ها را به صورت قصه های کودکانه صوتی با صدای خاله سمینا آماده کرده است.

چتر سفید خال دار تمام تابستون توی انباری بود. چتر سفید کنار کارتون های خالی و صندلی پایه شکسته بود، پهلوی ظرف های کهنه و لباس های پشمی زمستونی حوصله اش سر رفته بود، و منتظر بارون های پاییزی بود. یک روز چتر سفید خال دار صدایی از توی حیاط شنید گوشای خال دارشو باز کرد تا بهتر بشنوه بعد ذوق زده گفت: دسته آخر بارون بارید هه حالا من از این جا میرم بیرون هه. گلدان چینی لب پریده گفت: دلتو به این صدا خوش نکن صدای شلنگ آبه. چتر بازم گوش کرد …