قصه متنی جشن کاغذی

به نام خدا قلم بر دست گرفتم مادرانه ، مادرانه بنویسم.  اون روز نیایش خیلی با هیجان مثل همیشه وارد خونه شد فریاد زنان سلام کرد و به سمت من دوید،گفت مامان، فردا قراره با یلدا ، نیکی ، بهاره جشن بگیریم گفتم ، چه عالی دخترم پس یک جشن دوستانه چند نفره ، مامان […]

ادامه مطلب و دانلود قصه